تبليغاتX
همکنون...




















بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
 

زندگی می کنیم در کدام پیچ خواب ؟ در کدام شب رسوا؟در کدامین بی شرمی ؟زندگی میکنیم و ادای انسان ها را در می آوریم!حال آنکه انسان ها سالهاست که مرده اند !نسل انسانیت چندین قرن قبل منقرض شد انسان ها مردند و جایشان را خیک های عمودی گرفتند کیسه هایی با چهار دستک !ماشین های سوختن غذا زندگی در یک راهرو و یک تکرار!

فقر بیدار است

مرگ در یک قدمی جولان میدهند گرسنگی دیگر احساس نیست بلاست! امنیت  در پشت کوچه قانون در زنجیر است! جانیان آزادند و جنایت در بند های سخن ها فقط زندانیست!

خون و سرما همکارند!

و در چنبر هر گلویی بغضی باقی مانده ،شبه آدمان مانده اند و آدم ها سالهاست که مرده اند دل ها شکسته میشود چشم ها  از اشک خون میشود درد دیگر اتفاق نادری نیست یک سره خود زندگیست!

بغض

آری آدمان مرده اند اینها که ماییم آدم نیست!

همکنون...

+ ??  جمعه بیست و سوم آذر 1386???? 11:59  ????  همکنون...   | 

...وگاهی ترس احساس نیاز را در دل زنده میکند...

ترس

همکنون...

+ ??  جمعه شانزدهم آذر 1386???? 11:19  ????  همکنون...   | 

من جا مانده ام

برگردید منو هم ببرید خدا چرا ؟ چرا مرا دیر ساختی ؟من باید همراه برادرانم زیر تخت سنگهای اهرام میمردم زیر شلاق پای دیوار چین میمردم زیر لگد های اسکندر ها له میشدم همراه برادران و خواهرانم توی کوره های آدم سوزی میپختم!

من جا ماندم دیر رسیدم من جدا ماندم از نسلم از برادرانم خدا من به تو اعتراض دارم !

مرا دیر آفریدی به کدام گناه؟به کدام گناه نکرده من باید دیر بیایم دیر بروم من از این نسل نیستم من آدم دیروزم هم درد هایم سال ها پیش مرده اند زیر لگد های آدم های مشابه!

برادرانم مرا جا گذاشتند من باید در میدان مین میمردم من جا ماندم من دیر رسیدم خدا مرا دیر ساخت چرا؟چرا خدا؟
و من تنها ماندم بی همفکر بی همدرد بدون حتی گوشی برای شنیدنم و چشمی برای دیدنم من دیده نمیشوم بهانه خنده های آدم ها میشوم دختر ها پسر ها به من میخندند و از این پس با آمدن نامم به تهوع می افتند

من بیگانه ام با آنها با آدم های خیابان کوچه بازار حتی دانشگاه!من بیگانه ام مثل مورسوی کامو من تنهایم بی طبقه بی همدرد و آدم ها حتی به التماس من جواب نخواهند داد مرا نگاه نخواهند کرد و به من فکر نمی کنند به من اعتنا نمیکنند و این هزار بار برایم میماند که دیده نمیشوی!

همه با تردید نگاهم میکنند فکر میکنند که دروغگو هستم یا نه دیوانه ام اما هیچکس به من ظن صداقت هم نمیبرد اما من از نسل این روز ها نیستم من جا مانده ام از کاروان فلاکت تاریخ در عصر بی همدردی جا مانده ام!دیر رسیدم دیر خلق شدم و خدا ازتو میپرسم چرا؟

چرا باید دیر بیایم چرا؟

اما نه تقصیر خدا نیست تقصیر آدم ها نیست تقصیر هیچکس نیست ،من مقصرم!تنها مقصر منم!من مقصرم چون جا مانده ام چون متفاوتم من مقصرم چون وصله ناجور دنیایم چون با آدم ها با فکر ها با رفتار ها با دنیاشان بیگانه ام مثل مورسوی کامو مثل روکانتن سارتر اما نه من مثل روکانتن ها و مورسو ها نیستم آنها به مرگ پناه میبرند به ابن الوقت بودن به تفریح به لذت هرچند لحظه ای آنها تنهایند یک فردند فاقد اهمیت اجتماعیند!

اما من باید برای دیگران باشم من مسئولم من باید بگویم باید داد کنم اماافسوس که چوبه دار زمین برای من ساخته شده و چوبه ی دار زمین داد نبود!  باید حرف بزنم و کسی خریدار حرف های من نمیشود یک غریبه ترسناک یک نفر که باید روح چار میخ شده به پیکرش رو مدام به دوش بکشه و محکوم باشه تا به دیگران بگوید سرگردانند!آدمی که باید روزمرگی تهوع آور زندگی آدم ها رو ببینه ولی نمیتونه مثل روکانتن سارتر بزنه به بی خیالی و توی دنیای خودش فرو بره یه جا مانده که چون نمیتونه به دنیای خودش برسه باید دنیا رو عوض بکنه اما چون دنیا عوض نمیشه باید له بشه ریشخند بشه مضحکه آدم ها بشه!و من الان در این جایگاهم یک پیامبر مفلوک و شکست خورده یک کسی که کسی حرفش را نمیشنود و اگر میشنود اعتنا نمیکند! و حتی لحظه ای نمیرسد تا این اعتراض به هر چه هست و عصیان علیه هر چه میبیند از سینه اش خارج شود!

نه من مثل مورسو نیستم من به خدایی معتقدم که او  معتقدنبود به خدایی که او هم تنها رهایت میکند در رنج در درد و خود میگوید "لقد خلقنا الانسان فی کبد " و خدا هم تنها یت میگذارد تا به خودت واگذاشته شوی و شومی سرنوشت من در اینست تنها بی طبقه بی همدرد بی هم فکر بی گوش شنوا رانده از همه و رها شده از طرف خدا و مسئول و دردمند و تازه این این ور خط است و آن دنیا یک لنگه پا نگهت میدارند که تو وظیفه ات را انجام ندادی ساکت بودی حرف نزدی یک پیامبری بودی که وحیت را دزدیدی و مقصری !

گاهی کسی را میبینی گاهی فکر میکنی میشود چیزی گفت کسی شاید باورت کند اینکه او کیست و تو چیستی مهم نیست مهم اینست که تو- یعنی من- من جا مانده جرقه امیدم میدرخشد که شاید اینبار گوش کند بفهمد و اعتنا کند!اما نه کسی به من  اعتنا نمیکند!و امید برای بار بینهایت زاده نشده میمیرد!اما باز هم مقصر نیست مقصر منم من که بیگانه ام متفاوتم ولی پشت نقاب تشابه مخفی میشوم چرا؟چون میترسم از چی؟از اینکه متفاوت ها باید بمیرند باید له شوند و من پناه میجویم برای ماندن اما پناهی نیست پناهی نیست و این بی پناهی برای آنست که من دیر رسیده ام

آی آدم ها حرف های من از گذشته را گوش کنید!

هرچند با تمام حضورم معترفم در این بازی هم مقصرم...

همکنون...

+ ??  سه شنبه ششم آذر 1386???? 10:4  ????  همکنون...   | 

   


همکنون... فقط یه لحظه است !
حادثه ای ، اتفاقی ، خاطره ای ، فکری، ایده ای ، دیدنی و شنیدنی و...
از این چیزاست همکنون...
"همکنون..." یه دنیاست...
دنیایی که مال من نیست !
من فقط یاد گرفتم چطور در لحظه ها زندگی کنم!!!





تاریخ
كنايه
سوال
مینیمال
فقط جمله
دفترچه سرخ
عکس نوشت
تقویم همکنون...
رصدخانه همکنون...
دنیا از دید همکنون...
ادبیات با طعم همکنون
دلتنگی های همکنون...
بداهه نويسي هاي من...
روزمرگی های همکنون...
تفاوت ، با طعم همکنون...
آموزشگاه رانندگي همكنون




آنا
A4
مونا
الناز
زویا
هنی
لیلی
cool
سارا
نهفت
گاگول
ماهک
خشت
دونات
کتایون
پینـ ـک
خانمی
سایلار
یاسمن
استاكر
زن پدر
R.mita
قاصدک
FarNaZ
سرکش
ناتانائیل
پري سا
كلئوپاترا
آبی تنها
هیچ گاه
تارک دنیا
shadow
مهتا.الف
سنگ بانو
SMODES
نهان خانه
یک ضعیفه
پیش نویس
آیات زمینی
بادبادکبـــاز
دارالمجانین
عنوان وبلاگ
گپم پی تونه
پرواز در سن
آدمك چوبي
Ye Dokhtar
صورت زخمی
نقطه سر خط
مردم معمولي
مشتی اسمال
واژه های خیس
یک سبد زندگی
دخترك اوريجينال
لیدا خانوم تصویرگر
دخترک نسکافه ای
خانه تكاني يك ذهن
دروغگوی خوش حافظه
سمفونی های خانم الف
حرفهای یک آدم معمولی
مــرمــر خــآتــون
بغض هزار ساله
كافه كاغذي
پيش نويس
وب ديواري
چک نویس
تارک دنیا
کله پوک
مشيانه
gluegirl
توييتي
رنگینک
حسین
فرانکو
سارا
ابهام
رمیده
سایه
نگین
هانیه
مریم
بهار
آرام





کرت ونه گات
پل استر
ریچارد براتیگان
???ی? ?ی?????ی ??????

           ©THEME