تبليغاتX
همکنون...




















بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
 

غروب

بیا تو !
آدمیت رو مثل کفش که پشت در باید در آورد در بیار !
بدون آدم بودنت بیا تو !
هر چیزی که رنگ ادم بودن بهت داده رو بریز دور!
سال نو داره میاد ! اما قبل از اون یه اتفاق مهم دیگه می افته ! چی؟
خوب سال کهنه داره میره!همه آدم بودن رو توی سال کهنه جا بذار "خودت" رو فقط بیار اینور مرز!
بی کفش بیا! پشت هزار ماسک آدم نمون بیا! اما تنها!

سالی که داره میره مثل خورشید دم غروب میمونه اگر دلتنگی ها اگر غم ها اگر نداری ها اگر بدبختی ها اگر فریب ها اگر ماسک ها رو  دم یه غروب "فریاد" نکشیم خورشید بی خودی غروب میکنه!

خورشید امسال باید خیلی چیز ها رو بدونه تا آفتاب تاریخ فردا با نور حقیقت طلوع کنه!

من سال نو رو تبریک نمیگم چون که اصلا معلوم نیست چطور باشه من سالی رو که رفت به همه مردم جهان تسلیت میگم چون این سال "آدمیت"  رو کشت! سال نو هنوز معلوم نیست چیز خوبی باشه که تبریکش بگیم نه؟ اصلا شاید یکسال بعد آروز میکردیم سال ۸۷ نمیومد! اونموقع از هر کس بهمون تبریک گفته بدمون میاد!

نه من سال ۸۶ رو تسلیت میگم و چون امیدی ندارم سال ۸۷ رو هم پیشاپیش تسلیت ...

همکنون...

+ ??  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386???? 10:53  ????  همکنون...   | 

خنده

چند دست لباس نو؟
چند جفت کفش؟
مسافرت اروپا ؟ یا نه خیلی ارزون تر تور هندوستان؟
عیدی های کلان؟

سریال طنز ؟
خونه پدر بزرگ؟
حد اکثر اصفهان رفتن ؟
تخم مرغ رنگی؟

چی میخندونه ما رو؟
چقدر خندیدن سخت شده به خدا!
چرا اینقدر سخت میخندیم ما ؟
این همه پر خرج ؟!

 

چند میگیری خنده کنی؟

 

همکنون...

+ ??  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386???? 11:0  ????  همکنون...   | 

Human

اعتراف !
به بد بودن؟ چه میدانم ؟
گناه؟ امید؟ زمان؟ اعتراف کنیم!

چقدر آماده ای محاکمه بشی؟ دادگاه خدا رو نمیگم که بحث ماورائی بشه فلسفی بشه و یه عده ای زرنگ راحت منکرش بشن نه چقدر حاضری توی دادگاه انسانی محاکمه بشی دادگاهی که قاضیش یک انسان باشه!

اگر از خدا میترسی از این یکی نباید بترسی!

اعتراف کن و

                                                      محاکمه

همکنون...

+ ??  شنبه هجدهم اسفند 1386???? 20:56  ????  همکنون...   | 

صدای خدا!

آخرین صدای خدا را از حنجره دختر بچه ای شنیدم که تسلیم دروغ میشد

قربانی فقر!

نه از مسیر هزار نور...

+ ??  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386???? 17:36  ????  همکنون...   | 

قاصدک

پووووف! یه بار دیگه یه آرزو دم در گوش قاصدک خووندن و توی باد رهاش کردن.قاصدک اما همیشه ساکت بود هیچکس قاصدک رو نگه نمیداشت هیچکش اونو نمیخواست همیشه آرزو ها رو بار میکشید . از دست باد و آرزو ها خسته شده بود .آرزو میکرد که توی جیب یه آدم آروم بگیره اما کسی نبود تا آرزوی قاصدک رو بشنوه .انگار شانس آورده بود باد اینبار زود ولش کرد ،روی یه تیکه گِل رهاش کرد . قاصدک میدونست دیگه هیچکس حتی برای یه آرزوی بی ارزش هم دست به یه قاصدک گل آلود و کثیف نمیزنه .قاصدک آروم آروم گوشه خیابون فراموش شد، مثل تموم روز های عمرش کسی قاصدک رو نخواست و تنها سهمش از زندگی یه چیز بود :

                                                  پوووف!

+ ??  شنبه یازدهم اسفند 1386???? 8:40  ????  همکنون...   | 

سایه

نگاه کن همین الان از جلوی تو محو میشه!

خوب بهش نگاه کن !

ای بابا بازم ندیدی؟

گاهی مثل یک سایه هزار حضور خلاصه از چشممان رد میشود سایه!
رد پاهایش فقط در سایه هاست !

چه کور و گنگیم ما!

+ ??  چهارشنبه هشتم اسفند 1386???? 16:52  ????  همکنون...   | 

"قاتل" یک "قاتل" را به "قتل" می رساند به جرم اینکه او قبلا کسی را به "قتل" رسانده .

یک نفر که "قاتل" نیست هم "قاتل" را برای اینکه "قتل" کرده به "قتل" میرساند .

یک نفر دیگر "قاتل" میشود .

یک نفر دیگر باید ...

همکنون...

+ ??  دوشنبه ششم اسفند 1386???? 10:7  ????  همکنون...   | 

???

+ ??  شنبه چهارم اسفند 1386???? 14:36  ????  همکنون...   | 

Wall

ما آدم ها به ردیف کنار دیوار آرام نشسته ایم ،صدایی که می آید آزارمان می دهد...

+ ??  پنجشنبه دوم اسفند 1386???? 10:35  ????  همکنون...   | 

   


همکنون... فقط یه لحظه است !
حادثه ای ، اتفاقی ، خاطره ای ، فکری، ایده ای ، دیدنی و شنیدنی و...
از این چیزاست همکنون...
"همکنون..." یه دنیاست...
دنیایی که مال من نیست !
من فقط یاد گرفتم چطور در لحظه ها زندگی کنم!!!





تاریخ
كنايه
سوال
مینیمال
فقط جمله
دفترچه سرخ
عکس نوشت
تقویم همکنون...
رصدخانه همکنون...
دنیا از دید همکنون...
ادبیات با طعم همکنون
دلتنگی های همکنون...
بداهه نويسي هاي من...
روزمرگی های همکنون...
تفاوت ، با طعم همکنون...
آموزشگاه رانندگي همكنون




آنا
A4
مونا
الناز
زویا
هنی
لیلی
cool
سارا
نهفت
گاگول
ماهک
خشت
دونات
کتایون
پینـ ـک
خانمی
سایلار
یاسمن
استاكر
زن پدر
R.mita
قاصدک
FarNaZ
سرکش
ناتانائیل
پري سا
كلئوپاترا
آبی تنها
هیچ گاه
تارک دنیا
shadow
مهتا.الف
سنگ بانو
SMODES
نهان خانه
یک ضعیفه
پیش نویس
آیات زمینی
بادبادکبـــاز
دارالمجانین
عنوان وبلاگ
گپم پی تونه
پرواز در سن
آدمك چوبي
Ye Dokhtar
صورت زخمی
نقطه سر خط
مردم معمولي
مشتی اسمال
واژه های خیس
یک سبد زندگی
دخترك اوريجينال
لیدا خانوم تصویرگر
دخترک نسکافه ای
خانه تكاني يك ذهن
دروغگوی خوش حافظه
سمفونی های خانم الف
حرفهای یک آدم معمولی
مــرمــر خــآتــون
بغض هزار ساله
كافه كاغذي
پيش نويس
وب ديواري
چک نویس
تارک دنیا
کله پوک
مشيانه
gluegirl
توييتي
رنگینک
حسین
فرانکو
سارا
ابهام
رمیده
سایه
نگین
هانیه
مریم
بهار
آرام





کرت ونه گات
پل استر
ریچارد براتیگان
???ی? ?ی?????ی ??????

           ©THEME