بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آرشيو |
حالم که گرفته باشه برای من دو حالت داره یا به نهایت زهر مار تبدیل میشه که هر چی فکر منفی توی عالم هست جمع میشه میاد به کله ام ! یا یهو یه اتفاق کوچیک سر حالم میاره ! خوشبختانه امروز اتفاق دوم برام افتاد . خراب بودم وقتی روی تختم از خستگی بی هوش شدم . بیدار که شدم سعید داشت چای میخورد . بازم خراب بود . نشستم کنارش به خوردن چای و حرف های معمولی . و . چشمم افتاد به این صید قزل آلا در آمریکا که خودم صبح برای فریدون خریده بودم . وای که هیچ چیزی مثل این صید قزل آلا در آمریکا سر ذوقم نمیاره !
خدا رو شکر " صید قزل آلا در آمریکا " قبل از مردن من نوشته شد! ه
+ صید قزل آلا در آمریکا نوشته ریچارد براتیگان .
+
?? یکشنبه بیست و ششم مهر 1388???? 16:57 ???? همکنون...
|
عجب روزایی بودن . عجب فکرایی بودن ! هیچوفت به تولد همکنون... خوب فکر نکردم هیچوقت یادم نمیاد از کی بود که تصمیم گرفتم همکنون... باشم ! جدی میگم تاریخ تولد همکنون... خیلی قبل از این وبلاگ بود خیلی ! و هیچوقت هم نمیخواستم این اسم رو همگانی بکنم اما یه روز پاییز ۸۴ بود الان دقیقش رو یادم نیست .بی هیچ فکر و تصمیم قبلی وقتی رفتم روی اینترنت هوسم کشید و رفتم به بلاگفا و همکنون... اینترنتی شد ! این وبلاگ متولد شد - به آرشیو نگاه نکنین این وب رو یه بار حذف کردم و البته همون روز دوباره ثبتش کردم اما این اشتباهم به قیمت از دست دادن قسمت بزرگی از آرشیوم بود- با این اوصاف امسال چهارمین سالیه که وب مینویسم ! و داستان این غلط املایی که وارد زندگیم شد رو جلو تر میبرم ! میدونین چیو دارم میگم ؟ همکنون... از نظر املایی کاملا اشتباهه ! باید بنویسیم : هم اکنون اما این" هم اکنون " من نیستم من یه غلط املاییم وسط جمله دنیا ! من همکنون... هستم ! جدی جدی زد به سرم که بفروشم اینجا رو البته نه به هر کسی . به کسی که میتونست قیمتش رو بپردازه اما چون حاضر نشد من برگشتم بهش ! به این غلط املایی که تا آخرعمرم با من میمونه ... ه
+
?? چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388???? 10:45 ???? همکنون...
|
خنده های من دیری نمیپاند . کلا خنده های من نمی پایند
خنده های من کورند. ه
+
?? شنبه هجدهم مهر 1388???? 6:6 ???? همکنون...
|
ه
+
?? یکشنبه دوازدهم مهر 1388???? 19:15 ???? همکنون...
|
یه دست ورق داشتم که بعد از چند سال هفت لوی خاجش گم شد . منم به جای هفت لو ژوکر رو گذاشته بودم ! وقت بازی ،به هفت لوی خاج حسودیم میشه ... ه
+
?? پنجشنبه نهم مهر 1388???? 12:13 ???? همکنون...
|
هیچوقت مهم ترین کار هیچکس نیستم !
ه
+
?? شنبه چهارم مهر 1388???? 11:15 ???? همکنون...
|
مهر شد و آرام نشد مهر شد و معلوم نشد مهر شد و ممکن نشد مهر شد و خوب نشد مهر شد و جمع نشد مهر شد و آباد نشد مهر شد و محمود نشد مهر شد و ایران نشد مهر شد و نیویورک شد مهر شد و سبز نشد مهر شد و سرخ هم نشد مهر شد تنهایی ما تمام نشد مهر شد و دلتنگی تمام نشد مهر شد مهربان نشد مهر شد ماه نشد مهر شد و رمضان تمام شد مهر شد راه نشد مهر شد و امید نشد مهر شد دوست نشد مهر شد تمام شد مهر شد و مهر نشد ... ه
+
?? چهارشنبه یکم مهر 1388???? 22:25 ???? همکنون...
|
|