تبليغاتX
همکنون...




















بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
 

 

بالا و پایین میشم ،

تلو تلو میخورم ،

کله پا هم میشم ،

زمین هم میخورم

اما تسلیم نمیشم !

من به همشون میخندم!!

 

+ ??  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389???? 19:25  ????  همکنون...   | 

 
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ 

+ ??  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389???? 10:18  ????  همکنون...   | 

 

 

 

عاشقی های من به خیالپردازی های تنهایی هام محدود شده.

 

 

+ ??  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389???? 17:24  ????  همکنون...   | 

 

 

 

من عاشقتم عاشقی!

 

 

 

+ ??  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389???? 15:7  ????  همکنون...   | 

 

 

حس میکنم شبیه لامپ نئون شدم از این نئون هایی که پشت شیشه مغازه ها نصبشون میکنن  از اینایی که به زور حرارت و انبر و از این چرت و پلا ها خمشون میکنن تا باهشون مثلا بنویسن : بستنی!
حس میکنم شبیه یه لامپ نئون شدم که خمش کردن و باهش نوشتن بستنی و چسبوندنش پشت شیشه یه سوپری تا مردم از شونصد متری ببینن و یادشون بیافته که تو این دنیا یه خوراکی چسبناک سرد به اسم بستنی هم وجود داره! حس میکنم یه لامپ نئون شدم که مدام خاموش و روشن میشه ،به همه دختر های توی پیاده رو چشمک میزنه اما نمیتونه هیچکدوم رو تور بکنه چون به زور حرارت و انبر و از این چرت و پلا ها خمش کردن و باهش نوشتن بستنی !  هی خاموش میشم و دوباره محکم تر روشن میشم تا بزنم توی چشم همه عابر های پیاده و غیر پیاده خیابون تا شاید هوس بستنی رو براشون زنده بکنه . یه لامپ نئون که وقتی مغازه تعطیل میشه و لامپ های کم مصرفش به خواب شبانه میرن باید تا خود صبح بیدار باشه و از پشت لوزی لوزی کرکره مغازه برای خیابون خالی نمایش بستنی چشمک زن بده !
دلم میخواد یه لامپ نئون باشم از اینایی که یه عمره چشمک زدن و حالا موقع چشمک زدن ویز ویز میکنن !آره دلم میخواد یه لامپ نئون وز وزو باشم و هر وقت مشتری با بستنی داره از مغازه بیرون میره ویز ویز  بکنم و بهش بگم: ویز ویز ! توی این دنیایی که درش یه خوراکی چسبناک سرد به اسم بستنی وجود داره چیزی هم هست به اسم لامپ نئون  ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز ویز

لامپ نئون بد بختی که منم ..

+ ??  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389???? 11:15  ????  همکنون...   | 

 

نوشته ام اتفاق . گفته ام اتفاق . اما خودم ؟ همیشه توی پیاده روی های سال ۸۷ به مازیار میگفتم که هرمان بروخ میگه بزرگترین ماجرای زندگی ما بی ماجراییست . هر وقت رمان های استر رو میخوونم نمیتونم باور بکنم که چطوری میشه که اتفاقات اینقدر در رمان های استر زیاد هستن و در زندگی ما ،نه  . اما وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم که شاید یه روزایی فقط و فقط مثلا جا موندن از سرویس یا نشستن کنار یه پیرمرد توی اتوبوس یا چه میدونم اینکه غذای دانشگاه حالت رو بد میکنه و کلاس نمیری و میری پرسه زنی چقدر توی زندگیم موثر بوده . خیلی وقتا در و دیوار دنیا رو زل میزنم تا چیز هایی پیدا کنم که بشه اسم جالب رو روشون گذاشت و آخرش ساده ترین مسائل برای من جالبترین میشن . دور موتور یا شباهت بدمینتون به زندگی رو که یادتون هست ؟ و بعدش شاید یه جمله فقط یه جمله به دفترچه سرخ من اضافه میشه . اتفاقات توی زندگی من نمی افتن من دنبالشون میگردم . امروز ولی واقعا یه اتفاق خوب افتاد واقعا اتفاق بود !  اتفاقا یعنی چی؟ میدونم تا اینجاشم خیلی زیاد نوشتم و بلاگفا از اینکه یه همچین پست طولانی ای در وبلاگ همکنون... ثبت میشه تعجب میکنه اما بذارین بنویسم . پشت اتفاقا چی پنهونه؟ یعنی اتفاقا معنی دارن ؟ یه بارم قبلا نوشتم ولی بازم میگم یعنی خدا پشتشونه یا یه چیزی شیبه این؟ چی؟ یا نه هیچی پشتشون نیست .چقدر زندگی ما خالیه ! امشب نیمه نهایی اروپاست .

 

 

+ ??  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389???? 16:23  ????  همکنون...   | 

 

 

 

عجیب ترین اتفاقی که توی عمرتون افتاده چی بوده؟ شاید به نظر خودتون خیلی پیش پا افتاده بیاد ولی من میخوام بدونم چی بوده

بهم میگین؟

 

 

+ ??  شنبه چهارم اردیبهشت 1389???? 9:52  ????  همکنون...   | 

   


همکنون... فقط یه لحظه است !
حادثه ای ، اتفاقی ، خاطره ای ، فکری، ایده ای ، دیدنی و شنیدنی و...
از این چیزاست همکنون...
"همکنون..." یه دنیاست...
دنیایی که مال من نیست !
من فقط یاد گرفتم چطور در لحظه ها زندگی کنم!!!





تاریخ
كنايه
سوال
مینیمال
فقط جمله
دفترچه سرخ
عکس نوشت
تقویم همکنون...
رصدخانه همکنون...
دنیا از دید همکنون...
ادبیات با طعم همکنون
دلتنگی های همکنون...
بداهه نويسي هاي من...
روزمرگی های همکنون...
تفاوت ، با طعم همکنون...
آموزشگاه رانندگي همكنون




آنا
A4
مونا
الناز
زویا
هنی
لیلی
cool
سارا
نهفت
گاگول
ماهک
خشت
دونات
کتایون
پینـ ـک
خانمی
سایلار
یاسمن
استاكر
زن پدر
R.mita
قاصدک
FarNaZ
سرکش
ناتانائیل
پري سا
كلئوپاترا
آبی تنها
هیچ گاه
تارک دنیا
shadow
مهتا.الف
سنگ بانو
SMODES
نهان خانه
یک ضعیفه
پیش نویس
آیات زمینی
بادبادکبـــاز
دارالمجانین
عنوان وبلاگ
گپم پی تونه
پرواز در سن
آدمك چوبي
Ye Dokhtar
صورت زخمی
نقطه سر خط
مردم معمولي
مشتی اسمال
واژه های خیس
یک سبد زندگی
دخترك اوريجينال
لیدا خانوم تصویرگر
دخترک نسکافه ای
خانه تكاني يك ذهن
دروغگوی خوش حافظه
سمفونی های خانم الف
حرفهای یک آدم معمولی
مــرمــر خــآتــون
بغض هزار ساله
كافه كاغذي
پيش نويس
وب ديواري
چک نویس
تارک دنیا
کله پوک
مشيانه
gluegirl
توييتي
رنگینک
حسین
فرانکو
سارا
ابهام
رمیده
سایه
نگین
هانیه
مریم
بهار
آرام





کرت ونه گات
پل استر
ریچارد براتیگان
???ی? ?ی?????ی ??????

           ©THEME