تبليغاتX
همکنون...




















بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
 

 

 

 

کاش منم یه آشنای قدیمی داشتم که وقتی بعد از مدتها اتفاقی میدیدمش، نا خود آگاه لبخند میزدم ..

 

 

 

+ ??  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389???? 10:32  ????  همکنون...   | 

 

 

شاید خوبی خرداد این باشه که به رکود عادت میکنی . به برنامه های ناب (!)  رسانه ملی در راستای سالگرد حماسه عادت میکنی . بعضی خرداد ها که میشن  باید به فوتبال عادت نکنی چون خیلی زودتر از اونی که فکرش میکنی فوتبال تموم میشه ... خرداد باید به غربت به امتحان به شکست هایی که نمیدونی کی میخوان تموم بشن عادت بکنی .به بلاگفای خلوت به ویرایش مطلب برای بار دهم.. . به پست های متنی طولانی عادت بکنی . خرداد باید به استاد های اخمو عادت بکنی به نمره های روی بولتن عادت بکنی. به هم اتاقی هایی که دیگه کم آوردن . به خودت که از همه کمتر آوردی ! به دانشگاه خلوت . به خاطره ها . به خاطره ها . به پیاده روی های اطراف خوابگاه به زمان سوزی توی سایت فیفا به آهنگ های قدیمی شده توی رم W810 ات که دیگه حسابی از مد افتاده .به نمایشنامه های یک وعد ه ای. به تیرماه که اول قرار بود ابتدای کار هات باشه اما الان با این بلایی که خرداد سرت آورده فقط میخوای استراحت بکنی . خرداد که میشه باید به حادثه هایی که دیگه خیلی هم امیدوارت نمیکنن به خبر هایی که خیلی هم با لبخند جوابشون رو نمیدی به خاطره هایی که دیگه خوشحالت نمیکنن به مسابقه هایی که خیلی سر ذوقت نمیارن به پست هایی که راضیت نمیکنن  به بداهه نویسی هایی که هیچ نشانی از نبوغ ندارن. به آدم هایی که خیلی تحویلت نمیگرین..          . به روز های بلند لعنتی...

 

 

+ ??  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389???? 19:32  ????  همکنون...   | 

 

روز پنجشنبه است و تازه از یه حموم آب سرد بیرون اومدم . بیستم خرداده ۸۹ . فردا جام جهانی شروع میشه-خودم میدونم که آیین افتتاحیه امشبه اما من اون رو دوست ندارم من خود فوتبال رو دوست دارم - جام جهانی ایکه یک دنیا خاطره درست میکنه و من رو یاد یک دنیا خاطره می اندازه . خاطراتی که خیلی شیرین بودن . و البته شاید آغاز دوران افول شادی های من . جام جهانی قبلی ایتالیا درگیر کالچو پولی بود و هیچکس تصور نمیکرد که بتوونه قهرمان بشه اما آتزوری این کار رو انجام داد و درست شب تولد من بهترین هدیه تولد عمرم رو به من داد ! شاید خوب نتونین درک بکنید که چقدر این جام جهانی ها و این مسابقه ها برای من مهم هستن . چهار سال پیش رویایی بود اما امسال... انگار همه چیز توی این چهار سال افت کرده حتی میلان ، حتی ایتالیا حتی تیم ملی خودمون که توی جام نیست . و من و زندگی من و اتفاقات زندگی من ... دلم خنده از ته دل میخواد و این روزا تنها چیزی که میتونه از ته دل بخندونتم قهرمانی دوباره ایتالیاست ... اگر یه نموره هم فوتبالی باشید میدونید که چقدر محاله امسال این اتفاق بیافته ...

 

 

+ ??  پنجشنبه بیستم خرداد 1389???? 17:46  ????  همکنون...   | 



نميدونم اتفاقي بود ويا دستي در كار بود - خدا رو چه ديد ؟ - اما دقيقا قبل از اينكه بيام كافي نت و بخوام آپ  كنم داشتم به  رمان هاي داستايوفسكي فكر ميكردم. با خودم ميگفتم كه نه ! توي اين هواي گرم آفتابي خيلي خريته كه آدم بخواد رمان هاي داشتا يوفسگكي رو بخوونه (اگر غلط هاي تايپيم زياد شده به خاطر اينه كه الان يه پسره پشت سيستم روبروي من توي كافي نت نشسته و بر و بر داره من رو نگاه ميكنه هر قدر نگاهش ميكنم از رو نميره . ازش ترسم مياد ) بايد حتما زمستون باشه يه برف سنگين هم باريده باشه و يه نموره سرما هم خورده باشي تا بهت فاز بده خووندن رمان هاي روسي داستا يوفسكي ( حالا اگر شما ساكن مناطقث گرمن سيري هستيد ميتونيد يه تور زمستانه بريد شمشكي ديزيني يا لا اقل اردبيلي جايي . بالاخره داستايوفسكي خووندن خرج داره !) خلاصه تو اين فكرات بودم كه اومدم و نظر  "؟" روخووندم . (به خدا امروز روز من نيست اين لينك بلاگفا باز نميشه تا لينك "؟" رو بذارم خودتون ميتونيد از پيوند ها پيداش كنيد.) يه بازي گفته اگر خدا بودي چي كار ميكردي؟  منم كه توي مود داستايوفسكي بودم ياد ديالوگ ايوان كارامازوف با آلكسي افتدام اونجا كه ازش پرسيد اگر تو خدا بودي آيا ميپذيرفتي كه بنيان جهان را بر اشك هاي يك كودك بگذاري؟ .و من ميخواهم بگويم اگر خدا بودم اصلا خلق نميكردم حالا بذار تمام فلاسفه مسلمان برايم برهان فيض اقامه كنند از خدايي استعفا ميدادم و جهاني كه در آن از رنج و درد يك كودك گريزي نيست را خلق نميكردم .
آقا يا خانم اين پسره خيلي خيلي بد نگاه ميكنه شما مشغول داستا يوفسكي بازي باشيد من از اين پسره دلم آشوبه ميترسم عزرائيل باشه اگه از من خبري نشد..



+ ??  شنبه پانزدهم خرداد 1389???? 17:58  ????  همکنون...   | 

 

 

کی گفته که من باید همیشه یه پست خوب و نو و توپ بنویسم ؟

 

 

 

 

 

 

+ ??  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389???? 17:29  ????  همکنون...   | 

 

 

در حاليكه همچنان خرداد است . پشت يك كيبورد درب و داغون يه كافي نت توي يه شهر غريب نشسته باشي . در حاليكه ساعت هاي قبلي امروزت رو به درس خووندن و مطالعه در مورد حماسه ملي ايران گذرانده باشي . وبعد كامنت هاي پست قبليت رو بدون هيچ استثنائي تاييد كرده باشي (اين يعني هيچ خبري نيست !) و بعد نشانگر ماوس رو برده باشي روي پست مطلب جديد و تازه به يادت افتاده باشه كه هيچ مطلب جديدي نداري ! و يادت بيايد كه اگر پارسال بود چقدر مطلب هاي تازه غم انگيز داشتي اما امسال در اين آرامش خوب دوست داشتني گاهي دلت براي مطلب هاي تازه غم انگيزلك ميزند .و تو همچنان گاهي به مطلب هاي غم انگيز كهنه پارسال چشم ميدوزي و ميخوانيشان . خرداد است همچنان . خرداد ۸۸ است همچنان ...

 

 

 

+ ??  جمعه هفتم خرداد 1389???? 17:50  ????  همکنون...   | 

 

 

زندگی خیلی وقت ها خیلی چیز ها رو از آدم ها دریغ میکنه . خیلی از چیز هایی که اگر داشتیمشون خیلی چیز ها میشدیم . وقت . زمان . این چیزیه که زندگی از من دریغش میکنه . یاد گرفتم که برای موفقیت باید تمرکز کنم . روی هر کاری که انجامش میدم . یاد گرفتم که یاد گرفتن روخیلی دوست داشته باشم . یاد گرفتم که باید از همه چیز سر در بیارم . یاد گرفتم که نوشتن باید استمرار داشته باشه . یاد گرفتم که از کار خودم راضی نباشم . یاد گرفتم که هدف داشته باشم . یاد گرفتم که هر وقت قراره تابستون بیاد هزار تا ایده به سرم بزنه . یاد گرفتم که خرداد ماه قبل از اینکه ماه حادثه باشه قبل از اینکه ماه انتخاب باشه قبل از اینکه ماه سبز باشه ماه امتحانه . ماه شلوغی .ماه تمرکز روی چیز هایی که خیلی هم دوستشون نداری. و الان خرداد شده . ماه افت پست های وبلاگ . ماه تعطیلی نوشتن . ماه سرکوب برنامه ها . ماه فراموشی -هرچند موقت - هدف . ماه درس . ماه امتحان . ماه اتلاف وقت ! ماه یک تاریخ قیام ! بهر حال خرداد شده و هیچ کاریش هم نمیشه کرد مگر اینکه ۳۱ روز نه ببخشید ۲۷ روز (آخه امروز چهارمه ) تحملش کنیم . هر چند تیر هم خیلی وقت به ما نمیده ...

 

 

+ ??  سه شنبه چهارم خرداد 1389???? 18:6  ????  همکنون...   | 

   


همکنون... فقط یه لحظه است !
حادثه ای ، اتفاقی ، خاطره ای ، فکری، ایده ای ، دیدنی و شنیدنی و...
از این چیزاست همکنون...
"همکنون..." یه دنیاست...
دنیایی که مال من نیست !
من فقط یاد گرفتم چطور در لحظه ها زندگی کنم!!!





تاریخ
كنايه
سوال
مینیمال
فقط جمله
دفترچه سرخ
عکس نوشت
تقویم همکنون...
رصدخانه همکنون...
دنیا از دید همکنون...
ادبیات با طعم همکنون
دلتنگی های همکنون...
بداهه نويسي هاي من...
روزمرگی های همکنون...
تفاوت ، با طعم همکنون...
آموزشگاه رانندگي همكنون




آنا
A4
مونا
الناز
زویا
هنی
لیلی
cool
سارا
نهفت
گاگول
ماهک
خشت
دونات
کتایون
پینـ ـک
خانمی
سایلار
یاسمن
استاكر
زن پدر
R.mita
قاصدک
FarNaZ
سرکش
ناتانائیل
پري سا
كلئوپاترا
آبی تنها
هیچ گاه
تارک دنیا
shadow
مهتا.الف
سنگ بانو
SMODES
نهان خانه
یک ضعیفه
پیش نویس
آیات زمینی
بادبادکبـــاز
دارالمجانین
عنوان وبلاگ
گپم پی تونه
پرواز در سن
آدمك چوبي
Ye Dokhtar
صورت زخمی
نقطه سر خط
مردم معمولي
مشتی اسمال
واژه های خیس
یک سبد زندگی
دخترك اوريجينال
لیدا خانوم تصویرگر
دخترک نسکافه ای
خانه تكاني يك ذهن
دروغگوی خوش حافظه
سمفونی های خانم الف
حرفهای یک آدم معمولی
مــرمــر خــآتــون
بغض هزار ساله
كافه كاغذي
پيش نويس
وب ديواري
چک نویس
تارک دنیا
کله پوک
مشيانه
gluegirl
توييتي
رنگینک
حسین
فرانکو
سارا
ابهام
رمیده
سایه
نگین
هانیه
مریم
بهار
آرام





کرت ونه گات
پل استر
ریچارد براتیگان
???ی? ?ی?????ی ??????

           ©THEME