|
اردیبهشت 1391
فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 آرشيو |
به پاس تمام پلو هایی که در رستوران ها رنگی کرد و همه شان به پای زعفران نوشته شد . به پاس کمک های شایان توجه به غذاهای خوابگاهی . به پاس سال های سال رنگ و عطر و طعم ، به پاس سالیان دراز زرد کردن دستها و لباس های ما و به خاطر سالها خوار و خفیف شدن در مقابل زعفران . من فردا یعنی سی ام بهمن ماه را روز جهانی زرد چوبه نام گذاری میکنم . و در تقویمم مینویسم . شما هم بنویسید . زنده و زرد تر باد زرد چوبه !
+
?? شنبه بیست و نهم بهمن 1390???? 19:53 ???? همکنون...
|
اشتباه نکنید . و اگر اشتباه کردید منتظر عواقبش باشید . نمیرید . و اگر مردید منتظر عواقبش باشید. شوخی نکنید و اگر شوخی کردید منتظر عواقبش باشید . زندگی نکنید و اگر زندگی کردید منتظر عواقبش باشید . جدا منتظر عواقبش باشید .
+
?? پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390???? 14:47 ???? همکنون...
|
این ژنتیک کار خودش را میکند . وسواس فامیلی و دلهره فامیلی به جان ما می افتد . این اخلاق اجتناب نا پذیر ما . ردی از اینکه فرزند کدام پدر و مادر هستی همچون رنگ چشم بر اخلاقت هم می ماند . و سرنوشتت هم بر مسیر همان رد ژنتیکی میرود . 16 ماه هنوز مانده است . و در این 16 ماه هر روز نزدیک تر میشوی به چیزی که از فایملت به ارث برده ای .
+
?? یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390???? 9:7 ???? همکنون...
|
بدون شک این هفته تنها یک روز داشت و آن هم جمعه بود . از جمعه هفته قبل تا جمعه همین هفته . هر روز مثل جمعه بود. خیلی هفته بدی بود . خدا رو شکر که تموم شد . من منتظر یک اتفاقم . اتفاقی که بیاید و کار ها را درست کند . این وضع دیگر دارد بد جوری کش می آید. 38 روز از این سال بیشتر نمانده . سالی که من در خواب آغازش کردم و فکر میکردم خیلی سال خوبی خواهد بود فکر میکردم خیلی خوب خواهم بود. فکر میکردم عوض خواهم شد و شرایط برایم عوض خواهند شد . فکر میکردم سال من بالاخره رسیده سالی که آدم دیگری شوم و آدم بهتری . اما این سال درس مهمی به من داد . بد تر میشود . همه چیز رو به بدتر شدن است .دیگر به هیچ روز ی و هفته ای و ماهی و هیچ سالی امید نمیبندم . هر سال بدتر خواهد بود . رسم زندگی این است ...
+
?? جمعه بیست و یکم بهمن 1390???? 19:18 ???? همکنون...
|
+
?? دوشنبه هفدهم بهمن 1390???? 14:40 ???? همکنون...
|
این یک گزارش است . تقدیر هم حتما دستی در کار داشته است . اصولا گویا چیزی یا کسی کاری نمیکند مگر اینکه دست تقدیر هم در کار باشد . این یک گزارش است اما "صرفا" یک گزارش نیست . باید چیزی باشد فراتر از یک گزارش . یک یا چند اشتباه کوچک در کار بوده . تقدیر هم حتما مقصر بوده - مقصر را کسی میتواند برایم معنی کند ؟ - حتما اشتباهی هم در کار بوده ،مثلا حرفی نشنیده گرفته شده و یا یک نسیم بی موقع وزیده شاید هم یک دره آن طرف تر چند نفر روی برف ها سر میخورده اند و خندیدند . یا شاید یک ساعت قبل یک مرد صدایش را یک اکتاو از دیاپازون بالاتر برده باشد . شاید اشتباه های دیگری هم در کار بوده اند ، کسی چه میداند ؟شاید هشداری نادیده گرفته شده . این یک گزارش است . و باید همه نکات را در نظر بگیرد . شاید یک ویروس سرما خوردگی وظیفه اش را درست انجام نداده است ، شاید آلارم ساعت باید از کار می افتاد اما اشتباهی رخ داد شاید . گواهی های شفاهی می گویند این یک اتفاق بسیار نادر در این کوهستان بوده است . بهمن در ماه بهمن نمی آید بهمن در ماه دی هم نمی آید بهمن در هیچ ماهی نمی آید . در سال 42 هم بهمن نیامده است در سال 43 هم نیامده است در سال 86 هم بهمن نیامد- من خودم یادم هست - در بهمن ماه سال نود در دو روز چهار بار بهمن می آید . این احتمالا یک گزارش است . دستی از تقدیر میتواند در کار نباشد ؟ یک تماس تلفنی از یک گوشی موبایل برقرار شده . جاده بسته بوده . کیارش راه بسته است امروز نیا و کیارش نمیرود . آن گوشی الان زیر خلوار ها برف است . تقدیر و اشتباه . مجازات . لابد دستی در کار است . شاید دستی قوی تر از تقدیر . چهار نفر هنوز زیر برف ها هستند. الان باید 32 ساعت گذشته باشد . بسیار بیشتر از حدی که بتوان به معجزه باور آورد . و مرگ . این یک گزارش است . باید دقیق باشیم . خوب شد به پناهگاه ایزدی نرفتیم . اولش من را به یاد کعبه می انداخت . ولی بعد دیدم بیشتر به کعبه زردتشت میخورد . جایی که در آن میتوان در پناه ایزد بود . الان آن پناهگاه زیر برف ها دفن شده . نرفتن ما به پناهگاه ایزدی دلیلی داشت ؟ جین ایر ناتمام میماند ؟ یا دیگر کسی نبود که این گزارش را بنویسد؟ در همان ساعت ها - 32 ساعت قبل را میگویم - من هم زیر برف ها بودم . فریاد میزدم مازیار از من عکس بگیر ولی مازیار عکس نگرفت . یک شوخی بود . میخواستم زیر برف بودن را تجربه کنم و یاشار روی من برف ریخت . مدام فریاد میزدم از من عکس بگیر از من عکس بگیر و مجید گفت آخه کی میفهمه که تو زیر برفی؟ از کی عکس بگیره ؟ و من این حرف را که شنیدم دیگر چیزی نگفتم . در همان ساعت ها بهمن فرو ریخت . دفن من یک استعاره بود ؟ باز هم دستی از تقدیر در کار بود ؟ این یک گزارش بیشتر نیست هرچند صرفا بک گزارش هم نیست . یاشار خواب دیده بود که سرباز بابک خرمدین است و از بلندی به سمت ما برف میریخت و کامبیز خوابی را برایم تعریف کرد که شب قبل دیده بود . مبهم به یادم ماند جدی نگرفتمش ولی خواب دیده بود که بهمن می آید . شاید این هم اشتباهی بوده است . ردی از این خواب هم در اتفاق بوده است ؟ و بعد ما صبحانه خوردیم . به پناه گاه ایزدی نرفتیم . و زنده ماندیم . این یک استعاره است . ما باز هم به کوه خواهیم رفت . این بار تا پناه گاه ایزدی خواهیم رفت .
+ در همین ماجراست این : نهفت
+
?? شنبه پانزدهم بهمن 1390???? 21:43 ???? همکنون...
|
خر حیوان مفیدی است . به پاس قرن ها خدمت وفادارانه . و به خاطر قرن ها تمسخر و تحقیر . من این روز را ، یعنی سیزدهم بهمن ماه را روز جهانی خر نام گذاری میکنم . و در تقویمم مینویسم : روز جهانی خر . شما هم بنویسید . زنده باد خر که حداقل در خر بودن خودش خیلی خوب است .
+
?? پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390???? 13:55 ???? همکنون...
|
به کوری چشم هر چی روشن فکر و هنرمند و فیلسوف و شاعر و چپ و راست که توی این دنیا هست من سیگار نمیکشم ! دلمم نمیخواد روشن فکر و هنرمند و از این کوفت و پلا ها باشم ! اهم :)
+
?? سه شنبه یازدهم بهمن 1390???? 22:19 ???? همکنون...
|
!The Joke + زندگی یک شوخی بی مزه است . تاوان یک شوخی را میدهیم .
+
?? دوشنبه دهم بهمن 1390???? 22:9 ???? همکنون...
|
بهمن ماه
+
?? چهارشنبه پنجم بهمن 1390???? 13:49 ???? همکنون...
|
|