بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آرشيو |
کلمه alone رو image google کردم و چند تا عکس برام باز شد . این به نظرم خیلی بیشتر به کلمه می اومد. بی نیاز به دیگری . تنهاست برای خودش برای ما ..
+
?? شنبه چهاردهم خرداد 1390???? 14:3 ???? همکنون...
|
داشتن کلاه ایمنی گارانتی سلامتی شما نیست .
+
?? شنبه بیستم فروردین 1390???? 18:18 ???? همکنون...
|
این نقاشی مربوط به دوره آغاز کوبیسم پیکاسو ست. تابلو به نام " دوشیزگان آویگنون " نام گذاری شده . در نوع خودش یکی از انقلابی ترین آثار پیکاسو بود . چون موج اول استفاده از عناصر هنر بدوی در هنر مدرن بود . صورت های این دوشیزگان شبیه صورتک های قبیله های بدوی آفریقاست. آویگنون محله روسپی نشین بارسلون در اسپانیاست و عنوان دوشیزگان آویگنون یک نوع عنوان طعنه آمیز و در عین حال با مفهوم است . نگاه کنید که چگونه خود را نشان میدهند چگونه خود را به دست آنچیزی که بعد ها در ادبیات فمینیستی نگاه خیره مردان خوانده شد سپرده اند . در کوبیسم میتوان بازگشت نقاشی را به خودش دید . "نقاشی نقاشیست " عکاسی و مجسمه سازی نیست . نقاشی یک صفحه دو بعدیست پس نباید سه بعدیش کرد . و پیکاسو آنچه را از این دوشیزگان میبیند "حقیقت آنچه را که میبیند " نه ظاهر دروغین آن را به نمایش میگذارد . هنر مدرن هنر زیبایی زدایی شده است . هنری که جهانی را که زشت است زیبا تصویر نمیکند . هنری که تکرار تصاویر روزمره نیست هنری که به قول فرمالیست های روس آشنایی زدایی میکند تا ذهن را در وضع جدید قرار دهد در نا آشناییست که انسان فکر میکند .اگر پیکاسو این دختران آنگونه که هر روز دیده میشوند میکشید هیچ چیز به ما اضافه نمیشد اما این نحو متفاوت دیدن آنها که حتی در نام تابلو هم اثر گذاشته موجب شد که این تابلو همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد باعث شد تا ما انسان هایی را که همیشه عادت کرده بودیم به دید تحقیر نگاهشان کنیم (اگر نه منصفانه تر ) حداقل طور دیگری نگاهشان کنیم . خب دیگر چیزی نگویم . نگاهشان کنیم ..
+
?? سه شنبه نوزدهم مرداد 1389???? 11:3 ???? همکنون...
|
بالا و پایین میشم ، تلو تلو میخورم ، کله پا هم میشم ، زمین هم میخورم اما تسلیم نمیشم ! من به همشون میخندم!!
+
?? پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389???? 19:25 ???? همکنون...
|
من عاشقتم عاشقی!
+
?? یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389???? 15:7 ???? همکنون...
|
پشت هر خواسته مان يك شهر ديوار بود . پشت آزادي ،ديوار بود . پشت پرواز ،ديوار بود . پشت هر پنجره مان ،ديوار بود. پشت آينده ،ديوار بود . راه حل فرارمان حتي ديوار-اگر صادقش نبود كاذب- بود ! اينجا ديوار ميفروشند . پنجره موجود نيست.
+
?? یکشنبه پانزدهم فروردین 1389???? 9:49 ???? همکنون...
|
به قول عليرضا اين گفتگو واژه مدرنيه . او گفت ،تمام شد . حالا تو بگو . تعارض و جدل و سفسطه هم نيست يه بحث منطقيه .
+تجربه هاي عكاسي من.
+
?? سه شنبه هفدهم آذر 1388???? 16:42 ???? همکنون...
|
ه
+
?? یکشنبه دوازدهم مهر 1388???? 19:15 ???? همکنون...
|
عمر درازی در پیش نیست . اما همین هم که هست خیلی درازه! ه
+
?? یکشنبه هجدهم مرداد 1388???? 9:16 ???? همکنون...
|
خواستم عكس بنويسم ! مثل اين رفيق ما مرتضی اما میخوام یه کار متفاوت بکنم ! سرگذشت یک میخ: توی یه کارگاه آهنگری به دنیا اومدم وسط شعله های داغ یه کوره از قالب بیرون اومدم سرد شدم . یخ کردم و فولاد سرد و آبدیده شدم ! فروخته شدم . و تازه فهمیدم محکم بودنم به درد همه چیز و همه کس میخوره بجز خودم ! فهمیدم من یه "ابزارم" . هیچکس به خاطر علاقه وافرش به میخ اون رو نمیخره ! اگه کاری مهم تر نباشه میخ مهم نمیشه! هیچکس کلکسیون میخ درست نمیکنه ! و چکش!
ه
+
?? چهارشنبه هفدهم تیر 1388???? 12:40 ???? همکنون...
|
|