بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آرشيو |
خر حیوان مفیدی است . به پاس قرن ها خدمت وفادارانه . و به خاطر قرن ها تمسخر و تحقیر . من این روز را ، یعنی سیزدهم بهمن ماه را روز جهانی خر نام گذاری میکنم . و در تقویمم مینویسم : روز جهانی خر . شما هم بنویسید . زنده باد خر که حداقل در خر بودن خودش خیلی خوب است .
+
?? پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390???? 13:55 ???? همکنون...
|
به کوری چشم هر چی روشن فکر و هنرمند و فیلسوف و شاعر و چپ و راست که توی این دنیا هست من سیگار نمیکشم ! دلمم نمیخواد روشن فکر و هنرمند و از این کوفت و پلا ها باشم ! اهم :)
+
?? سه شنبه یازدهم بهمن 1390???? 22:19 ???? همکنون...
|
شلوار حاملگی موجود است .
+
?? جمعه دوم دی 1390???? 13:9 ???? همکنون...
|
یک خمیازه ، یک کتاب ، یک موسیقی ، یک خواب ، یک شب تنهایی ، یک روز کار ، یک دست ، یک زندگی ،
+
?? دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390???? 21:59 ???? همکنون...
|
لوله وسیله ایست بسیار مهم . فقط یک دقیقه به یک دنیای بدون لوله فکر کنید !
+
?? جمعه بیست و دوم مهر 1390???? 15:6 ???? همکنون...
|
برای انسان هایی که پیش از سال 1808 زتدگی میکردند متاسفم. احتمالا هیچ چیز از زندگی درک نکرده اند . + 1808 میلادی سالی ست که بتهوون سمفونی نهم را ساخت .
+
?? شنبه نهم مهر 1390???? 9:0 ???? همکنون...
|
تنها لذت قبل از ازدواج خوردن است ، تنها لذت بعد از ازدواج ،هم خوردن است . مصطفی قاری
+
?? چهارشنبه ششم مهر 1390???? 13:30 ???? همکنون...
|
کیلیمانجارو کوه پوشیده از برفی است که ۶۰۰۰
برف های کیلیمانجارو . ارنست همینگوی
+
?? چهارشنبه دوم شهریور 1390???? 23:40 ???? همکنون...
|
از روی ریل کنار بروید ! قطار نزدیک است .
+
?? جمعه بیست و هشتم مرداد 1390???? 10:31 ???? همکنون...
|
1: 6+2 / 2: 2+5 / 3: 4+4 / 4: 3+3 / 5: 4+5 / 6: 1+3 / 7: 3+6 / 8: 1+3 / 9: 1+4 / 10: 1+6 / 11: 1+5 / 12: 2+3 / 13: 1+3 / 14: 5+6 / 15: 3+4 / 16: 6+3 / 17: 5+1 / 18: 1+2 / 19: 5+3 / 20: 4+4 / 21: 1+2 / 22: 6+6 / 23: 1+1 / 24 : 6+6 / 25: 3+2 / 26: 6+6 / 27: 3+6 / 28: 4+3 / 29: 4+1 / 30: 4+3 / 31: 4+2 / 32: 3+5 / 33: 1+5 / 34: 4+6 / 35: 2+1 / 36: 5+2 / 37: 5+6 / 38: 6+2 / 39: 5+6 / 40: 5+6 / 41: 1+5 / 42: 5+6 / 43: 4+4 / 44: 5+5 / 45: 1+4 / 46: 4+3 / 47: 1+6 / 48: 3+6 / 49: 1+2 / 50: 5+6 / 51: 2+5 / 52: 6+3 / 53: 2+3 / 54: 2+1 / 55: 5+1 / 56: 4+2 / 57: 4+2 / 58: 3+3 / 59: 2+2 / 60: 5+5 / 61: 4+4 / 62: 4+2 / 63: 6+3 / 64: 1+6 / 65: 3+2 / 66: 6+3 / 67: 3+3 / 68: 1+5 / 69: 1+4 / 70: 5+1 / 71: 3+1 / 72: 2+1 / 73: 2+6 / 74: 2+2 / 75: 5+5 / 76: 4+6 / 77: 2+1 / 78: 2+4 / 79: 1+1 / 80: 4+1 / 81: 3+1 / 82: 1+1 / 83: 5+4 / 84: 4+4 / 85: 2+3 / 86: 3+5 / 87: 3+1 / 88: 5+6 / 89: 3+1 / 90: 5+1 / 91: 2+1 / 92: 4+4 / 93: 3+1 / 94: 2+4 / 95: 2+1 / 96: 6+5 / 97: 5+4 / 98: 5+4 / 99: 3+5 / 100: 5+4
+
?? دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390???? 11:7 ???? همکنون...
|
+ پرنا جان برات یه ایمیل زدم . برو بخوون .
+
?? شنبه بیست و دوم مرداد 1390???? 11:23 ???? همکنون...
|
ناپلئون در خیلی از جنگ ها دُرست در گیر و دار نبرد مقر فرماندهی رو ترک میکرد و در گوشه ای دست به خود ارضایی میزد .
+ دیکتاتور ها بیمارند ، آنتون نویمایر
+
?? پنجشنبه بیستم مرداد 1390???? 11:19 ???? همکنون...
|
نبش خیابون فرعی و یه کوچه بن بست یه ساندویچیه . درست شبیه تمام ساندویچیای دیگه ست یعنی هیچ چیزی نداره که بخواد باعث بشه که بگیم این ساندویچی با بقیه ساندویچیا فرقی داره . همون صندلی های قدیمی همون نمکدون و فلفل و ظرفای پلاستیکی حاوی سس که البته به صورت دستی چند برابر رقیق شده و همون لیست کثیف شده غذا ها روی دیوار که البته در قسمت مربوط به قیمت ها کاغذ های مستطیلی تمیز تری مربوط به قیمت های جدید روی تابلو چسبونده شدن . لیست غذا ها تفاوت چندانی با لیست های دیگه نداره . ساندویچ های معمولی سوسیس ، کوکتل ، بلغاری و همبرگر . و مطابق خوشامد ایرانی ها ساندویچ مغز ، زبان ، بندری و جیگر . ساندویچی یه ساندویچ دیگه هم داره . ساندویچی که حالت رسمی نداره و به همین خاطر به طور رسمی هم ارائه نشده یعنی نمیتونین در لیست غذا ها مثلا بین ساندویچ مغز و بندری اسمش رو ببینین . و درست مثل همه چیز هایی که جز موارد غیر رسمی طبقه بندی میشن خریدن این ساندویچ غیر رسمی هم فقط بصورت یه رویداد خیلی ساکت اتفاق میوفته . ولی این غیر رسمی بودن مانع از داشتن یه اسم براش نشده . بین خودمون یه اسم غیر رسمی براش گذاشتیم : ساندویچ فقرا . مجموعه ای از یک نان باگت ، چند تیکه گوجه فرنگی و چند تیکه باریک و دراز خیارشور از کاهو هم که خبری نیست چون کاهو هم مثل لاک روی ناخن امنیت مردم رو به خطر میاندازه ،اگر خوش شانس باشی و ساندویچ فروشی سر حال باشه مقداری خلال سیب زمینی هم نصیبت میشه . ساندویچ فقرا خیلی به فلسفه "فست فود " نزدیکه ، وقتی سفارشش میدی فقط کافیه ۵۰۰ تومنیت رو روی پیشخوان بذاری و بلافاصله ساندویچ فقرات رو توی کاغذش بگیری . وقتی توی دستت میگریش از ساندویچ های دیگه سبک تره ولی کاغذ دورش فرقی با ساندیچای دیگه نداره . از صدای خش خش کاغذش خوشت میاد.
+
?? سه شنبه هجدهم مرداد 1390???? 18:55 ???? همکنون...
|
این یک تلاش فرهنگی ست در راستای پیشرفت و تکامل سر زمین عزیز ایران . من به نام ملت ایران امروز یعنی پانزدهم مرداد ماه را به نام روز : در خیابان آشغال نمیریزم نام گذاری میکنم . تا گامی باشد در راه اصلاح یکی از پیش پا اُفتاده ترین معضلات فرهنگی ایرانیان که قرن هاست حل نشده باقی مانده است . امروز روز " در خیابان آشغال نمیریزم " است و این را در تقویمم مینویسم شما هم بنویسید و به هر که میبینید هم بگویید !
+
?? شنبه پانزدهم مرداد 1390???? 10:18 ???? همکنون...
|
ابراهیم خلیل الله ، مارگارت تاچر ، ادیسون ، علی دایی ، ناپلئون بناپارت ، الن پیج ، جبران خلیل جبران ، گاندی ، شبنم قلی خانی ، کافکا ، لیونل مسی ، آریوبرزن ، صادق زیبا کلام ، نیکول کیدمن ، جوکویچ ، لویی پاستور ، بودا ، محمود احمدی نژاد ، موسولینی ، امین حیایی ، ذکا الملک فروغی ، آندره تارکوفسکی ، ناتالی پورتمن ، آدلف هیتلر ، سالوادور دالی ، محمد رضا شجریان ، حسین رضا زاده ، میرون ، فرزاد حسنی ، استنلی کوبریک ، آیت الله مکارم شیرازی ، جنیفر لوپز ، لئوناردو داوینچی ، اسفندیار رحیم مشایی ، مولانا جلال الدین محمد رومی ، جرج واشنگتن ، آرنولد ، نادال ، حافظ ، مهناز افشار ، علامه طباطبایی ، بارک اوباما ، لوییز همیلتون ، اپرا ، لوئیس بنوییل ، امام موسی کاظم ، پیکاسو ، آتیلا ، هکتور ، سوفیا لورن ، مریم رجوی ،کالین مکالو ، علیرضا نوری زاده ، ابوریحان بیرونی ، هلن ، احمد شاملو ، مادر ترزا ، پرویز پرستویی ، هوشنگ گلشیری ، نیل آرمسترانگ ، کوروش هخامنشی ، گرت بیل ، لیلا فروهر ، اشو ، محمد مصدق ، ریچارد براتیگان ، میر حسین موسوی ، خواجه نظام الملک طوسی ، آرش برهانی ، پاپ بندنیکت شانزدهم ، گوستاو فلوبر ، آرش افشین ، فواد روحانی ، صادق هدایت ، رضا شاه پهلوی ، معصومه ابتکار ، لیلا اوتادی ، خوزه مورینیو ، شکیرا ، ناظم حکمت ، مائو ، سیاوش قمیشی ، ماکیاولی ، استیو مک من من ، برتولت برشت ، آلفرد نوبل ، ژان پل سارتر ، روح الموسوی الخمینی ، آنجلینا جولی ، حمید متبسم ، آندره شوچنکو ، محسن یگانه، داستایوفسکی ، کلئو پاترا ، نیچه ، مهران مدیری ، برادران رایت ، سعید حجاریان ، پگاه آهنگرانی ، احمد زید آبادی ، میزرا حسین سپه سالار ، آقا محمد خان قاجار ، سیمین دانشور ، آیت الله مصباح یزدی ، کانت ، مایکل جکسون ، برلوسکونی ، آنجلا مرکل ، رستم دستان ، ابومسلم خراسانی ، فرح دیبا ، فرناز قاضی زاده ، حسین علیزاده ، الکساندر گرهام بل ، مایستر اکهارت ، محمد رضا شفیعی کدکنی ، برد پیت ، روبسپیر ، ژان ژاک روسو ، مریم عذرا ، جواد یساری ، نگار جواهریان ، مدونا ، جکسون پولاک ، محمد قوچانی ، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، میرزا رضای کرمانی همگی روزانه بطور متوسط سه مرتبه به توالت میروند ( یا میرفتند ) تا محتویات روده شان را خالی کنند .
+
?? پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390???? 15:23 ???? همکنون...
|
یک مشت خون
+
?? یکشنبه نهم مرداد 1390???? 14:23 ???? همکنون...
|
لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بگذارد .
+
?? شنبه هشتم مرداد 1390???? 12:14 ???? همکنون...
|
انسان . قانون . تاریخ . فیزیولوژی . انسان موجودی ست با ویژگی های تاریخ ، فیزیولوژیکی معین که به قانون نیاز دارد . قانون تکلیف انسان است ، این را کانت می گوید . و تکلیف عملی است که برای خودش ،فقط برای خودش انجام میشود . هر کاری برای چیزی جز ذات خودش انجام شود از اخلاق و از تکلیف و از قانون خارج است . انسان نمی تواند در آنارشی به سر ببرد . این را تاریخ می گوید . انسان قوانینی دارد که با آن به دنیا می آید . این را فیزیولوژی می گوید . انسان مجبور به قانون است . نمی توانید از قانون اطاعت نکنید . این یک تهدید است .
+
?? پنجشنبه ششم مرداد 1390???? 11:53 ???? همکنون...
|
پماد تترا سایکلین برای لب خیلی خوبه . ولی جبران کمبود ویتامین رو نمیکنه . برای شکستگی ناخن باید قرص روی بخوری . برای آلرژی پوستی حاد هیچی بهتر از قرص آپو پوکسین نیست ،فقط خواب آوره و روی بسته اش نوشته "پس از مصرف رانندگی نکنید " وقتی تپش قلب پیدا میکنی رایج ترین قرصی که وجود داره پروپرانولوله . برای یه سر درد ساده یه استامینوفن کدئین کافیه ولی اگه وضعت خراب شد آسپرین بخور . قرص فاراماتن یه معجون کامله ولی بیشتر برای سالمندان به درد میخوره . هیچوقت قرص کلسیم نخور ،وقتی میخوری توی دهنت مزه فلز میده . پماد ویتامین آ برای پوست پوست شدن پوست روی دست خوبه . شامپو ویتامین ای برای شوره سرت بزن . وقتی هم بد خواب شدی یه دیاسپام بزن مشکل حل میشه . کلداکس و کلد استاپ هیچ فرقی باهم ندارن فقط کارخونه هشون فرق میکنه ولی از من میشنوی کلداکس یه چیز دیگه ست . همیشه سرم شستشو استفاده کن ،گلوت رو ضدعفونی میکنه ،حتمنم لازم نیست از داروخونه بخری یه کم آب جوش سرد کن توش نمک حل کن میشه سرم شستشو . برای خارش بدنت پماد هیدروکسی زین خوبه . شربتشم هست ولی با آپوپوکسین نخور هیچوقت . قرص زیر زبونی داری تو خونه؟ + لیلی جان که برام کامنت میذاری و آدرس نمیذاری خیلی ممنون . اگه آدرستو بدی خوشحال میشم .
+
?? سه شنبه چهارم مرداد 1390???? 14:0 ???? همکنون...
|
+
?? یکشنبه دوم مرداد 1390???? 11:51 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه سی ام تیر 1390???? 11:15 ???? همکنون...
|
تا حالا فکر کردی تو این دنیا چیزی به اسم چرتکه هم وجود داره؟
+
?? چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390???? 14:16 ???? همکنون...
|
+
?? یکشنبه دوازدهم تیر 1390???? 21:55 ???? همکنون...
|
سلام به مدرسه همکنون... خوش آمدید . اینجا یک مدرسه غیر اعنتفاعی ست که به هیچ نهاد دولتی و رسمی ای وابسته نیست . مدرک این مدرسه در تمامی دنیا دارای اعتبار میباشد .
البته لازم نیست هیچ نگرانی ای داشته باشین شما میتونید هر وسیله ای که دوست دارید رو با خودتون بیارید مثلا یه بار یکی از شاگرد ها نی نی شیش ماهه خواهرش رو به جای پاک کن با خودش آورده بود که من بهش گفتم این که نی نی شیش ماهه خواهرته !~اونم بهم گفت خب خودم میدونم این نی نی شیش ماهه خواهرمه ولی امروز پاک کنم رو پیدا نمیکردم بجاش این رو آوردم . ۱ - بچه درس خوون نباشید ! ۲- تنبل باشین ! ۴- دعوا کنین ! ۵- بی ادب باشید ! ۶- به قوانین احترام نگذارید ! شرایط فارغ التحصیلی : نمکدون.
+
?? شنبه یازدهم تیر 1390???? 14:18 ???? همکنون...
|
امروز چهار تیرماه . توی تقویم که نگاه کنین پنجم تیرماه روز مبارزه با مواد مخدره ولی چهار تیر ماه هیچ مناسبتی نداره . من این روز رو به نام شامپو پاوه نام گذاری میکنم ! به پاس سالهای درازی که رو سر ایرانی ها کف کرد و موهای ایرانی ها رو شست ! حقش هست که یه روز توی تقویم برای خودش داشته باشه ! توی تقویمم مینویسم :روز ملی شامپو پاوه . شما هم توی تقویم هاتون بنویسین . زنده باد شامپو پاوه و موهای وزوزی ما !
+
?? شنبه چهارم تیر 1390???? 18:8 ???? همکنون...
|
س ، ساس ، ساسان ، ساسانیان ،
م .ب فکر کنم اسامی ذهنم رو خوب مرور نکرده بودم . فکر کنم فهمیدم کی هستی .
+
?? پنجشنبه دوم تیر 1390???? 20:3 ???? همکنون...
|
نیاز چندانی به مرور خاطره ها نیست . نیازی نیست که یک دفتر خاطره داشته باشی . خاطره ها نه توی دفتر ها جا میشن نه میشه واقعا مرورشون کرد. گاهی دم صبحی که یهو زود تر از روز های قبل بیدار میشی . گاهی شب ها وقتی خوابت نمیبره وقتی داری تقلا میزنی که بخوابی ... گاهی توی تاکسی وقتی داره از مقصدت رد میشه و حواست نیست که بگی آقا خیلی ممنون ... تو این جور ژست هاست که خاطره ها از خط ذهنت رد میشن و تعجب میکنی که چقدر خوب زنده و تازه موندن ... کجای ذهنت میمونن این خاطره ها این خاطره ها ؟ نیاز چندانی نیست که سفر برید برای فراموشی - آندره ژید رو که خووندید؟- نیازی به هیچ چیزی نیست. هیچ کاری نمیشه با خاطره ها انجام داد . خودشون هستن که تصمیم میگیرن کی زنده باشن کی مرده ... هیچوقت هم خوب وبد نیستن ،فقط خاطره ان ... گذشته هایی که مدام به زمان حال ما مربوط میشن . گذشته هایی که وجود ندارن . فقط حال وجود داره ... گذشته جایی در ذهن ما نیست . گذشته ردیه که روی همکنون مونده ... خاطره ها همه لحظه ها هستن...
+
?? دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390???? 17:9 ???? همکنون...
|
وجود داشتن . به دنیایی فکر میکنم که نمیتوانست وجود نداشته باشد . همینطوری هی وجود داره هی وجود داره هی . نمیشه کاریش کرد . نیستی . همه فلسفه از این نیستی شکل گرفته . اولین واژه ای که به هیچ چیزی در جهان ارجاع نمیدهاین نیستیه! ابتدای متافیزیک نبودنه . اولین کلمه ایکه زبان روبه ابزاری برای فرا تر رفتن از جهان تبدیل میکنه نیستیه ... و چه احمقانه ست جهان . این همه هست که نمیتواند نباشد فقط زمانی مورد فلسفیدن قرار گرفت که انسان توانست نیستی را خلق کند . جایی که هستی تمام میشود فکر شروع میشود . فکر نیستی ست فکر نیست . نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست وزندگی فکری یک انسان جستجوی چیزیست که نیست . عرفان جستجوی الاهیاتی ست که نیست مذهب جستجوی خداییست که نیست . اخلاق دین فلسفه علم اینها نیستند . اینها مادی نیستند اینها دیده نمیشن اینها کلماتی هستند که به هیچ چیز در جهان ارجاع نمیدهند ! اینها آغاز فراروی زبان هستند اینها ابتدای انسان هستند . اینها توان چیزی هستند که خودش هم وجود ندارد : ذهن . چیزی که مثل یک ریگ نمیتوان لمسش کرد و از وجودش مطمئن شد - اون طور یکه موسیو روکانتن وجود رو درک کرد - از ابتدای نبودن است که انسان آغاز میشود . و تمام کلمات انسانی از جنس کلماتی هستند که مدلولی در جهان بودن ها و وجود نمیابند ! دال هایی که مدلولشان کجاست ؟ در نیستی . انسان ساکن نیستی ست . و زبان از نیستی سر بر می آورد . الان کلمات رو به کیبورد میکوبم . ذهن - این قلمرو نا موجود - در تکاپوست . زندگی انسانی یک انسان جستجوی نیست هاست حتی در مای ترین وجوه زندگی .جستجوی لذت . و لذت هم کلمه ایست از جنس نیستی های دیگر . دال بی مدلول . زبان از جایی خانه ما میشود که دال مدلول هایی ست که نیستند . نیستی آغاز انسان است . اما افسوس که انسان از هستن رهایی ندارد . هستی همه جا را فرا گرفته است . نمیشود نبود . نمیشود از دست بودن خلاص شد . همه جا هست و هست و هست . وجود همه جا را فرا گرفته است . و نیستی نا ممکن است . مرگ وجود ندارد فقط تبدیل هستی وجود دارد از شکلی به شکلی دیگر یک وجود که به طرز وحشتناکی پایسته است . پس نیستی کجاست ؟ انسان . انسان هر چند هم اندازه بقیه جاهن هست و زنج بودن را میکشد اما در درونش چیزی ست که نیست . انسان میتواند ذهن داشته باشد و لذت و خدا و نیستی ... انسان مکان دال هاییست دکه جهان بی رحمانه اجازه وجود داشتن به آنها نمیدهد ! انسان تنها انسان است که نیستی را در خود دارد . و بزرگ ترین انسان ها نیستی شان بزرگ تر است . هنر هم عرصه نیستی هاست !به خاطر همین نبودن هنر است که در آن لذت هست و خدا هست و فکر هست - هنر قلمور نیستی هاست . چیز هایی که جهان اجازه بودن به آنها نمیدهد . چه لذتی است در یک رمان ؟ چون یک رمان عرصه نیستی ست عرصه ای برای هر آنچه که جهان نمیگذارد باشد . من به نیستی بیش از هر چیزی ایمان دارم .
+
?? دوشنبه شانزدهم خرداد 1390???? 17:1 ???? همکنون...
|
hamaknoon h hamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamیلaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon h hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon ha!just a nameoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon k hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon h a amnkoon hamaknooیبایفn hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon n hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon hamakn a oon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon rgfgfhamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknogon hamnoon hamaknoon
+
?? دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390???? 17:51 ???? همکنون...
|
وب نوشت[۱]، تارنوشت، تارنگار، وبلاگ یا بلاگ، نوعی صفحات اینترنتی است با محتوای شخصی که مطالب آن بر مبنای زمانی که ثبت شده گروهبندی و به ترتیب از تازهترین رخداد به قدیم ارائه میگردد.[۲] نویسندهٔ وبنوشت، وبنویس[۳] یا تارنویس نامیده میشود و ممکن است بیش از یک نفر باشد، وبنویس به گزارش مداوم رویدادها، خاطرات، و یا عقاید یک شخص یا یک سازمان میپردازد. واحد مطالب در وبنوشت، پست است، در حالی که واحد مطالب در وبگاه صفحه میباشد.[۴] معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت ثبت میشود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وبنوشت لزوماً یکسان نیست و زمان نوشتهشدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وبنوشت بستگی دارد. مطالب نوشته شده در یک وبنوشت همانند محتویات یک وبگاه معمولی در دسترس کاربران قرار میگیرد. در بیشتر موارد وبنوشتها دارای روشی برای دسترسی به بایگانی یادداشتها هستند (مثلاً دسترسی به بایگانی بر حسب تاریخ یا موضوع). بعضی از وبنوشتها امکان جستجو برای یک واژه یا عبارت خاص را در میان مطالب به کاربر میدهند. واژهٔ وبلاگ اولینبار توسط یورن بارگر استفاده شد که یک همآمیزی از دو واژهٔ وب[۵] و لاگ[۶] است. واژهٔ لاگ، واژهایست از ریشه واژهٔ یونانی لوگاس[۷] که در قرون میانه در معنای دفتر گزارش سفر کشتیها به کار میرفتهاست. لاگ در زبان تخصصی رایانه به پروندههایی گفته میشود که گزارش وقایع رخداده در رایانه را ثبت میکنند. بلاگ نیز شکل کوتاهشده وبلاگ است
اینجا یک وبلاگ است . با یا بدون همه یا هیچکدام از ویژگی های تعریف شده در بالا .
+
?? چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390???? 10:49 ???? همکنون...
|
دل من سرد ترین نقطه زمین ، هنگام ورود لباس گرم فراموش نشود .
+
?? سه شنبه ششم اردیبهشت 1390???? 16:40 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390???? 11:18 ???? همکنون...
|
ورود متن الزامیست.
+
?? چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390???? 19:2 ???? همکنون...
|
داشتن کلاه ایمنی گارانتی سلامتی شما نیست .
+
?? شنبه بیستم فروردین 1390???? 18:18 ???? همکنون...
|
آدم ها اغلب بهتر از اون چیزی هستن که من در موردشون فکر میکنم ، از این به بعد بیشتر از این آدم ها رو دوست خواهم داشت
+
?? سه شنبه شانزدهم فروردین 1390???? 8:40 ???? همکنون...
|
بچه های قرن ما بچه های خیلی شاد نیستند. اشیای قرن ما اونقدر دووم نمیارن که تبدیل به گوشه ای از زندگی بشن تبدیل به ظرفی برای خاطره های آدم ها بشن . اشیای قرن ما یک بار مصرفند و زود دور انداخته میشن . آدم های قرن ما به جای فکر کردن به خاطره ها مدام به فکر آینده هستن . به فکر مدل های بالاتر به فکر Up grade کردن گوشی موبایلشون .. تلوزیونشون .. ماشینشون .. قرن ما قرن تمام شدن خاطره ست . قرن سرعت قرن تغییرات سریع .. بچه های قرن ما با اشیا زندگی نمیکنن با اون ها بزرگ نمیشن .. بچه های قرن ما بین اشیا دست به دست میشن .. یاد آلبوم های قدیمی بخیر.. با هر عکسی میشد ساعت ها زندگی کرد . مدام هر گوشه اش رو برای کشف یه خاطره جدید فراموش شده گشت . لوکیشن هر عکسی رو میشد خوب توی حافظه ها حفظ کرد ولی حالا توی رم دوربینت چهار هزار عکس داری اونقدر زیاد که از دیدنشون خسته میشی زود زود ردشون میکنی و اصلا نمیبینیشون .. عکس های قدیم برای به خاطر سپردن لحظه ها بودن و عکس های قرن ما برای فراموش کردن لحظه ها . بچه های قرن ما وقتی پدر بزرگ مادر بزرگ بشن چی دارن که به نوه هاشون بعنوان یادگار کودکشون نشون بدن ؟ اشیا قرن ما تاریخ مصرف دارن ، حتی برای حافظه ها .. وقتی فیلم دوربین رو برای ظهور عکس هات به عکاسی میدادی و چند روز بعد عکس هات رو که نصفشون بدتر از اونی بودن که میخواستی دریافت میکردی اون موقع بود که قدر اشیا رو در زندگی آدم میفهمیدی .. بچه های قرن ما خوشحال نیستند .. بچه های قرن ما نمیتونن سیب گاز بزنن از اون سیب ها که بابا بزرگم هفتاد سال در حال گاز زدنش بود .. همون سیبی که اولین بار کنار مامان بزرگم گاز زده بود .. زمانی که اونقدر دوره که انگار قبل از تولد قرن ماست.. قرن ما از لذت گاز زدن یک سیب محرومه..
+
?? شنبه سیزدهم فروردین 1390???? 10:51 ???? همکنون...
|
وقتی درست به لبه آب دریا نگاه میکنی فکر های عجیبی به ذهنت میرسند. موج های که مدام ساحل رو میسایند . بی خستگی قرن هاست که سر به سختی سنگ ها میکوبند و خسته نمیشوند . حس میکنی که هیچ چیزی پشت این موج و این دریا و این ساحل نیست . تهی میشی . به برگه ای کاغذ تبدیل میشی . و دست هات رو فرو میکنی توی جیب هات - بیشترین فیگوری که میگیری - و باز به همون خط مدام در تقلا نگاه میکنی. باید داستانی برای این خط پیدا کنی ..
+
?? چهارشنبه دهم فروردین 1390???? 21:51 ???? همکنون...
|
دست ،
+
?? یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389???? 19:18 ???? همکنون...
|
دومین سکسکه ات رو قورت میدی که صفحه سفید بلاگفا روی مانیتو جلوی صورتت باز میشه . و تو با یه چالش جدید روبرو میشی هر پست توی وبلاگ یه ماجرای جدیده . خب شاید تا حدودوی به این دلیل که وقتی کسی داره وبلاگ میخوونه فرق میخکنه با وقتی که همون آمد داره ترکیبات اسنک چی توز رو میخوونه یا حتی وقتی که داره - و حالا سکسکه سوم- مادام بووآری رو میخوونه . چون وبلاگ مسلما روزنامه نیست - هر چند توی ایران شده - و البته کتاب شعر و داستان هم نیست ... برای من لا اقل وبلاگ جایی که توش برای دیگرانی مینویسم که فقط دیگران باقی میموونن و من هم براشون دیگران خواهم بود . وبلاگ جاییه که درش حرف هایی رو میزنیم که نمیخوایم به آدم های اطرافمون بزنیم . نه اینکه حرف خاصی باشه اما وقتی وبلاگ میزنیم یعنی ... یعنی آدم های اطرافمون مخاطب اونها نبودن یا لااقل کافی نبودن . وبلاگ قلمرو حرف های یواشکیه جایی که حرف های یواشکیمون رو مینویسیم برای دیگرانی که دقیقا چون نمیشناسیمشون دلمون میخواد حرفمون رو به اونها بزنیم . و درست به همین دلیل وبلاگ یه چالشه ... یه ماجراجوییه توی ذهن دیگران . هر پست - هر چند مسلما خیلی زود فراموش میشه - میتونه دقایقی از زندگی کسانی رو پر بکنه که دیگران هستند . و این ها یواشکی های یه آدم دیگه ان ! و من خوشحالم که صفحه سفیدی دارم برای حرف های یواشکیم ... و حالا انتظار برای سکسکه چهارم ...
+
?? پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389???? 21:52 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه پنجم اسفند 1389???? 13:31 ???? همکنون...
|
۴-۴-۲ ۴-۳-۳ ۴-۵-۱ ۴-۳-۲-۱ ۴-۳-۱-۲ ۳-۵-۲ ۳-۴-۱-۲ ۳-۴-۲-۱
+
?? شنبه سی ام بهمن 1389???? 23:32 ???? همکنون...
|
عاشق خشک شوییم ! عاشق اینم که یه خروار لباس چرک رو دونه دونه جدا کنم به هر کدوم نگاه کنم. هر لباسی داستانی داره ... هر لکه ای خاطره ای داره ... لباس ها رد روز ها رو روی خودشون دارن و من عاشق اینم که لک های لباس های آدم هایی رو که نمیشناسمشون ببینم و به داستان لکه ها و لباس ها فکر کنم . از لکه قرمز ماتیک روی شونه پیراهن مردونه تا لکه روغن موتور روی شلوار یه مرد . ملافه ها ! اون ها بهتر هم هستن . ملافه سفید چروکی که بوی هم آغوشی میده ... یا حتی ملافه های کثیف بیمارستانی که بوی درد های لاعلاج میدن ... . من عاشق خشک شوییم ! عاشق اینکه همه داستان های همه لباس ها رو بخوونم و بعد همه رو از روی همه لباس ها پاک کنم . همه رو اتو کنم کاور کنم . نو کنم تا برای داستان های تازه آماده بشن . خشک شویی نو کردن کهنه هاست یه جوراییی به کهنه ها فرصت دوباره میده ... عاشق اینم که خشک شویی داشته باشه تا شاید گاهی خودم رو هم، لاندری کنم...
+
?? یکشنبه چهارم مهر 1389???? 16:9 ???? همکنون...
|
بی پرده ، رک ، رو راست و صریح : Frank دارایی ، ملک ، مال : Property آلوده کردن : Pollute ادعا کردن ،دعوی ، ادعا : Claim آشکار کردن ، فاش کردن ، بر ملا کردن : Reveal ممنوع کردن ، منع کردن ، اجازه ندادن : Prohibit واریز- تسویه - ختم : Settle
+
?? یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389???? 12:13 ???? همکنون...
|
شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید !
+
?? چهارشنبه دهم شهریور 1389???? 14:23 ???? همکنون...
|
هر وقت سفر میرم . تابلو های جاده برام خیلی عزیز میشن . تابلو از خطرات میگن از قوانین از آینده از اینکه باید چیکار کنی تا در چه زمانی و با چه سرعتی و در کدوم جهت به کجا میرسی ! همه چیز معلومه و تو فقط باید گاز بدی ! ولی زندگی هیچ تابلویی نداره فقط در حال گاز دادنی بدون قانون بدون جهت بدون خبر از آینده !
+
?? شنبه ششم شهریور 1389???? 17:5 ???? همکنون...
|
شاید هیچوقت اینجوری مشغول آپ کردن وبلاگی نبودم . مشغول، شلوغ و بدون وقت . اما این نوشتن همیشه باید استمرار داشته باشه نمیدونم چرا شاید چون باید یه شکل جدیدی از ادبیات نه بذارین کلی تر حرف بزنم شکل جدیدی از هنر بوجود بیاد . ادبیات و هنری که من و دوستام (مرتضی ملک محمدی و نهفت ) بهش میگیم ادبیات وبلاگی . ادبیات کوتاه ، جسته گریخته ، تکه تکه ، یک وعده ای و فراموش شدنی شاید برای این صفت آخر باید قید متاسفانه رو هم اضافه کنم ،اما جای شکایتی نیست . هنر وبلاگی در ذات خودش مینیمالی خواهد بود حداقلی ... بسنده به یک اشاره به یک نگاه تازه خُرد ،به یک گذر تنها . همین . و این نوشتن باید ادامه داشته باشه چون هنر وبلاگی تازه در حال پا گرفتنه و یک هنر چند رسانه ایه . هنری که ادبیات به عام ترین شکل و به محاوره ای ترین شکلش (میبینید که من چقدر از فعل ها و کلمات شکسته استفاده میکنم ) درش در کنار عکس و نقاشی قرار میگیره و موسیقی میتونه زمینه مناسبی برای پر کردنش باشه . فکر میکنم من خیلی کوچیک تر از اونی هستم که در مورد هنر و اون هم یک نوع جدید هنر حرف بزنم . من تنها باید بنویسم اینجا در این دنیای وبلاگی...
+
?? دوشنبه یکم شهریور 1389???? 14:0 ???? همکنون...
|
این نقاشی مربوط به دوره آغاز کوبیسم پیکاسو ست. تابلو به نام " دوشیزگان آویگنون " نام گذاری شده . در نوع خودش یکی از انقلابی ترین آثار پیکاسو بود . چون موج اول استفاده از عناصر هنر بدوی در هنر مدرن بود . صورت های این دوشیزگان شبیه صورتک های قبیله های بدوی آفریقاست. آویگنون محله روسپی نشین بارسلون در اسپانیاست و عنوان دوشیزگان آویگنون یک نوع عنوان طعنه آمیز و در عین حال با مفهوم است . نگاه کنید که چگونه خود را نشان میدهند چگونه خود را به دست آنچیزی که بعد ها در ادبیات فمینیستی نگاه خیره مردان خوانده شد سپرده اند . در کوبیسم میتوان بازگشت نقاشی را به خودش دید . "نقاشی نقاشیست " عکاسی و مجسمه سازی نیست . نقاشی یک صفحه دو بعدیست پس نباید سه بعدیش کرد . و پیکاسو آنچه را از این دوشیزگان میبیند "حقیقت آنچه را که میبیند " نه ظاهر دروغین آن را به نمایش میگذارد . هنر مدرن هنر زیبایی زدایی شده است . هنری که جهانی را که زشت است زیبا تصویر نمیکند . هنری که تکرار تصاویر روزمره نیست هنری که به قول فرمالیست های روس آشنایی زدایی میکند تا ذهن را در وضع جدید قرار دهد در نا آشناییست که انسان فکر میکند .اگر پیکاسو این دختران آنگونه که هر روز دیده میشوند میکشید هیچ چیز به ما اضافه نمیشد اما این نحو متفاوت دیدن آنها که حتی در نام تابلو هم اثر گذاشته موجب شد که این تابلو همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد باعث شد تا ما انسان هایی را که همیشه عادت کرده بودیم به دید تحقیر نگاهشان کنیم (اگر نه منصفانه تر ) حداقل طور دیگری نگاهشان کنیم . خب دیگر چیزی نگویم . نگاهشان کنیم ..
+
?? سه شنبه نوزدهم مرداد 1389???? 11:3 ???? همکنون...
|
با اینکه این از رونق افتاده ترین تابستان وبلاگ منه اما بذارین یه مطلب خیلی مهم رو با شما در میون بذارم . خب چطوری بگم ... بذارین از اینجا شروع کنم . ای داد بیداد دید چی شد ؟ میخواستم از اونجا شروع کنم همون جا که نوشتم "اینجا" (البته نه اینجا که نوشتم اینجا ! خدای من من که بازم نوشتم اینجا! منظورم اونجاست که برای اولین بار توی این متن نوشتم اینجا !) خب چی داشتم میگفتم ؟ از کجا شروع کرده بودم ؟ آهان از "اینجا" ولی نه از اینجا از اولین جایی که توی این متن نوشتم اینجا . ولی من میخواستم حرف رو از اونجا شروع کنم . میخواستم اولین کلمه ایکه مینویسم اونجا باشه ولی کلمه اینجا اومد بجای اولین کلمه ایکه من میخواستم بنویسم . حالا خیلی مهم نیست... من میتونم به جای اونجایی که الان اینجاست از اینجا شروع به نوشتن کنم . اه اه اه ! این چه وضعشه من هر وقت میخوام که ازط یه نقطه توی این صفحه سفید (!) حرفم رو شروع کنم این کلمه اینجا میاد بجاش . پس این دفعه اصلا دیگه نمیگم اینجا چون اینجا دشمن منه... اصلا لعنت به اینجا ! یه دیقه صبر کنین . خب الام یه دیقه صبر کردین ( و عجیبه که این دقیقه اصلا توی متن دیده نمیشه خب بخاطر اینکه شما الان اینجا نیستین ( منظورم اینجا بود که الان من نشستم نه اون جا توی خط دوم این نوشته که نوشته اینجا و نه اونجاهایی که توی خط سوم این نوشته نوشتم اینجا و نه اون اینجایی که توی سطر چهارم این متنه . و نه اینجای اول و اینجای دوم و اینجای سومی که توی سطر پنج هست . و نه اینجایی که در سطر ششم وجود داره . و اینجای خط هفتم و نه دو تا اینجای خط هشتم . ونه یه دونه اینجای سطر نهم . و باز هم دو تا اینجای خط دهم و نه اینجا های خط یازدهم . نه دو تا اینجای خط دوازدهم و نه اینجا های خط های سیزدهم و چهاردهم و نه اینجای خط پانزدهم و نه اینجا هایی ایکه احتمالا در خط های بعدی این نویشته خواهند آمد !( این ها رو برای این مینویسم که یک متن دقیق و معنا دار را برای شما ایجاد کنم ) بله این یک دقیقه اصلا در متن نمیاد ( ولی فکر کنم که شما باید یه دقیقه دیگه هم صبر بکنین میتویند برگردیدید و از اول متنن رو بخوونید ( ولی فکر نکنم که لزومی داشته باشه چون من این متن رو خیلی دقیق و شفاف نوشتم ( هر چند هنوز موفق نشدم حرفم رو درش بزنم اما دلیل نمیشه که شما متوجه همین حرف هایی که الان در این متن نوشتم نشده باشین . خب یه لحظه صبر کنین ببینم که باید چیکار کنم . خب من یه پرانتز در سطر هفتم باز کردم که هنوز بازه اما یه پرانتز هم در سطر هشتم باز کردم که اون هم هنوز بازه و یک پرانتز دیگه در چهاردم و یکی دیگه هم در سطر پانزدهم و یکی دیگر هم در سطر شانزدهم و یه پرانتز دیگه هم در سطر هفدهم باز کردم که همشون هنوز بازن یعنی من شش تا پرانتز باز دارم ! خب فکر کنم باید یکی یکی ببندمشون چون اگر قرار باشه که همشون رو با هم ببندم زشت میشه و این اصلا خوب نیست توی متن به چشم میاد متن باید حرف راست و رک بزنه نه اینکه از این شکل ها ایجاد بکنه ( منظورم از این شکلاست ولی کلمه این روی شکلی که من میخوام بذارم میافته و نممیذاره پس بهتره بگم از این شکل هایی که بعد از آخرین کلمه می آید این متن می آید ( ولی خب شاید من تا آخر این متن ده بار بنویسم می آید پس آن می آید نمیتوان آخرین می آید متن من باشد .( خب برای برون رفت از این مشکل کوچک من آنره به هوش خود شما واگذار میکنم که کشف کنید آن شکلی که من دوست ندارم در متنم بیاید بعد ار کدام می آید می آید . خب کجا بودیم؟ (عجب سوال مسخره ای خب معلوم است که ما جایی نبودیم من اینجا پشت کیبورد بودم و شما ... و شما ... راستی شسما کجایید؟ من نوشتم که اینجا هستم و شما به سبب متن روشن من خواهید فهمید که من کجا هستم اما من نمیدانم که شما کجا هستید .ای وای ! میدانید چی شد ! این شد که من الان اینجا هستم و چون اینجا هستم میدانم که شما اینجا نیستید پس شما یک جای دیگر هستید پس ما هیچوقت نمیتوانیم یک جایی باشیم پس فکر میکنم که باید آن کلمات را در پنج سطر بالاتر نادیده بگیرید که من نوشته بودم که کجا بودیم چون ما که جایی نبودیم ! ما هرگز با هم جایی نبودیم و چون من هنومز اینجا هستم و شما هنوز نمیدانم کجایید هیچوقت با هم یک جا نخواهیم بود ( و این نویسنده این متن اعتراف میکند که هیچوقت با خواننده اش در جایی نبوده است ( البته توجه دارید که من الان دارم اعتراف میکنم اما شما الان این متن را نمیخوانید ! ( وای خدای من این را هم فراموش کرده بودم که ما نه تنها با هم بک جا نیستیم بلکه در یک زمان هم نیستیم ! خب زیادی حرف زدم باید چه کار کنیم ؟ ( ببخشید چکار کنم ( شاید هم چه کار کنیم ؟ خب فکر کنم که با مجموعه ای از پرانتز های باز شده که هرگز بسته نشده اند مواجه ایم اما نمیخواهیم که آنها ها پشت سر هم ببنیدیم چون مثل شکل بعد از یکی از می آید ها این متن میشود ) خب من با موفقیبت یکی از پرانتز ها را بستم ) و این هم دومی حالا دو تا پرانتز آخری را که باز کرده بودم بستم ( دقت کردید که همیشه آخرین پرانتز باز شده اولین پرانتز بسته شونده است ) یعنی الان آخرین پرانتز بسته شد ! ) و این هم یکی دیگه ) این بعدتی ) و سومی ) باز هم هست ) چه مزه این میده این پرانتز بستن حیف که شما نمیتوانید پرانتز ببنیدید ))) من دیگه میخوام فقط پرانتز ببندم فکر کنم حرفی که میخواستم آنجا که اینجا نوشته شد بزنم در پست بعدی می آید ))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
+
?? یکشنبه دهم مرداد 1389???? 18:48 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389???? 11:9 ???? همکنون...
|
یعنی مسئله اینقدر پیچیده است ؟ جهان در سال ۲۰۱۲ نابود خواهد شد و باز هم مسئله اینقدر پیچیده است ؟ این قسمت از جهان که خیلی هم منتظر ۲۰۱۲ نشده و از لا اقل ۳۱ سال پیش شروع به نابودی کرده است . اما باز هم مهم نیست یعنی مسئله اینقدر پیچیده است ؟ بعد از حدود ... نه دقیقا ۳۶۳ روز باز هم همه چیز اینقدر پیچیده است حتی با اینکه کمتر از دو سال دیگر جهان نابود خواهد شد ؟ مسئله ساده ای نیست . من هم از اول نگفتم که ساده خواهد بود اما در شرایط فعلی که جهان دارد نابود میشود یعنی این مسئله هنوز اینقدر مهم است؟ نه در شرایطی که کمتر از دو سال باقی مانده است دیگر هیچ چیز مهم نخواهد بود . حتی اینکه این قسمت از جهان استثنائا یک ۳۱ سالی زودتر شروع به نابودی کرده است . حتی این هم مهم نخواهد بود . یعنی مسئله اینقدر پیچیده است؟ ترجیح میدهم فرض بکنم که اقوام مایا یک غلطی کرده اند . و مطمئنا ۲۰۱۳ هم خواهد آمد . اما باز هم باعث نمیشود که این مسئله اینقدر پیچیده باشد . یعنی مسئله اینقدر پیچیده است؟
+
?? دوشنبه چهاردهم تیر 1389???? 10:42 ???? همکنون...
|
|