بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آرشيو |
به کوری چشم هر چی روشن فکر و هنرمند و فیلسوف و شاعر و چپ و راست که توی این دنیا هست من سیگار نمیکشم ! دلمم نمیخواد روشن فکر و هنرمند و از این کوفت و پلا ها باشم ! اهم :)
+
?? سه شنبه یازدهم بهمن 1390???? 22:19 ???? همکنون...
|
شلوار حاملگی موجود است .
+
?? جمعه دوم دی 1390???? 13:9 ???? همکنون...
|
این یک معجزه است !
+
?? چهارشنبه نهم آذر 1390???? 20:42 ???? همکنون...
|
برای بهتر دیدن نیاز به عینک دارید . و بیشتر از آن چشمان بینا
+
?? سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390???? 10:13 ???? همکنون...
|
نوشتن حق مسلم ماست !
+
?? پنجشنبه پنجم آبان 1390???? 15:27 ???? همکنون...
|
متن ها هم انواع خودشان را دارند . رمان ، داستان ، داستان کوتاه ، تفسیر ، تحلیل ، گزارش ، مقاله ، شعر ، نثر ادبی ، نثر غیر ادبی ، نثر روزنامه ای ، خاطره و ... . ولی این نوشته دلش میخواهد هیچکدام از این انواع نباشد . در یک وبلاگ متروک مانده بی مشتری در یک شب آبانی باران برای خودش بوجود آید و زندگی کند . کار کرد یک نوشته را چه چیزی تعیین میکند ؟ احتمالا مخاطب است که تصمیم نهایی زا میگیرد . ولی یک متن بدون مخاطب را چه میشود ؟ احتمالا کارکرد آن متن پر کردن فضایی به اندازه 2 یا 3 هزار بایت است. در یک شب بارانی آبان در یک شب پاییزی خانه بودن و یک نویسنده با یک دست و یک صفحه کلید خاک گرفته این نوشته شانس چندانی برای موفقیت در بین انواع نوشته ها نخواهد داشت . نوشته ها هم خوش شانس و بد شانس دارند . نوشته ها هم خوشبخت و بدبخت دارند . خوش شانس که باشند در یک مجله پر تیزاژ و به قلم یک نویسنده خوش نام بیرون می آیند و بد شانس که باشند احتمالا از جنس این نوشته میشوند و . این نوشته همچنان به بودن خودش امتداد میدهد . بی حرف بودن خودش را در امتداد واژه ها کش میدهد . و اینگونه میشود که غلظت معنا در واحد کلمات در این نوشه مدام کمتر میشود و کمتر میشود. تا جایی که بشود از معنا در نوشته صرف نظر کرد . خیلی علاقه مندم بدانم سرنوشت این نوشته چه میشود ؟ یک نوشته با یک نویسنده یک دست . در یک رسانه بی مخاطب و بدون محتوا . بدون زیبایی ادبی بدون تعلق به یک نوع خاص نوشته . نوشته ای شاید در انتهای یک نوشته بودن صرف . نوشته ای که تن به معنا ، احساس ، یا ارتباط نمیدهد . یک نوشته صرف . یک نوشته بد بخت . که مجبور است متن ( کسره به نشانه نقش نمای اضافه را در زیر نون آخر متن بلد نیستم تایپ کنم خودتان اضافه کنیدش ) متن با نقش نمای اضافه ولی بدون مضاف باقی بماند . یک متن در خودش . یک متن در تنهایی . در یک شب بارانی که باید ازش حذف شود . در یک شب آبان ماه . در یک دستی نویسنده اش . یک متن که نمیخواهد تمام شو........
+
?? چهارشنبه چهارم آبان 1390???? 21:21 ???? همکنون...
|
برای انسان هایی که پیش از سال 1808 زتدگی میکردند متاسفم. احتمالا هیچ چیز از زندگی درک نکرده اند . + 1808 میلادی سالی ست که بتهوون سمفونی نهم را ساخت .
+
?? شنبه نهم مهر 1390???? 9:0 ???? همکنون...
|
از روی ریل کنار بروید ! قطار نزدیک است .
+
?? جمعه بیست و هشتم مرداد 1390???? 10:31 ???? همکنون...
|
1: 6+2 / 2: 2+5 / 3: 4+4 / 4: 3+3 / 5: 4+5 / 6: 1+3 / 7: 3+6 / 8: 1+3 / 9: 1+4 / 10: 1+6 / 11: 1+5 / 12: 2+3 / 13: 1+3 / 14: 5+6 / 15: 3+4 / 16: 6+3 / 17: 5+1 / 18: 1+2 / 19: 5+3 / 20: 4+4 / 21: 1+2 / 22: 6+6 / 23: 1+1 / 24 : 6+6 / 25: 3+2 / 26: 6+6 / 27: 3+6 / 28: 4+3 / 29: 4+1 / 30: 4+3 / 31: 4+2 / 32: 3+5 / 33: 1+5 / 34: 4+6 / 35: 2+1 / 36: 5+2 / 37: 5+6 / 38: 6+2 / 39: 5+6 / 40: 5+6 / 41: 1+5 / 42: 5+6 / 43: 4+4 / 44: 5+5 / 45: 1+4 / 46: 4+3 / 47: 1+6 / 48: 3+6 / 49: 1+2 / 50: 5+6 / 51: 2+5 / 52: 6+3 / 53: 2+3 / 54: 2+1 / 55: 5+1 / 56: 4+2 / 57: 4+2 / 58: 3+3 / 59: 2+2 / 60: 5+5 / 61: 4+4 / 62: 4+2 / 63: 6+3 / 64: 1+6 / 65: 3+2 / 66: 6+3 / 67: 3+3 / 68: 1+5 / 69: 1+4 / 70: 5+1 / 71: 3+1 / 72: 2+1 / 73: 2+6 / 74: 2+2 / 75: 5+5 / 76: 4+6 / 77: 2+1 / 78: 2+4 / 79: 1+1 / 80: 4+1 / 81: 3+1 / 82: 1+1 / 83: 5+4 / 84: 4+4 / 85: 2+3 / 86: 3+5 / 87: 3+1 / 88: 5+6 / 89: 3+1 / 90: 5+1 / 91: 2+1 / 92: 4+4 / 93: 3+1 / 94: 2+4 / 95: 2+1 / 96: 6+5 / 97: 5+4 / 98: 5+4 / 99: 3+5 / 100: 5+4
+
?? دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390???? 11:7 ???? همکنون...
|
+ پرنا جان برات یه ایمیل زدم . برو بخوون .
+
?? شنبه بیست و دوم مرداد 1390???? 11:23 ???? همکنون...
|
ناپلئون در خیلی از جنگ ها دُرست در گیر و دار نبرد مقر فرماندهی رو ترک میکرد و در گوشه ای دست به خود ارضایی میزد .
+ دیکتاتور ها بیمارند ، آنتون نویمایر
+
?? پنجشنبه بیستم مرداد 1390???? 11:19 ???? همکنون...
|
این یک تلاش فرهنگی ست در راستای پیشرفت و تکامل سر زمین عزیز ایران . من به نام ملت ایران امروز یعنی پانزدهم مرداد ماه را به نام روز : در خیابان آشغال نمیریزم نام گذاری میکنم . تا گامی باشد در راه اصلاح یکی از پیش پا اُفتاده ترین معضلات فرهنگی ایرانیان که قرن هاست حل نشده باقی مانده است . امروز روز " در خیابان آشغال نمیریزم " است و این را در تقویمم مینویسم شما هم بنویسید و به هر که میبینید هم بگویید !
+
?? شنبه پانزدهم مرداد 1390???? 10:18 ???? همکنون...
|
ابراهیم خلیل الله ، مارگارت تاچر ، ادیسون ، علی دایی ، ناپلئون بناپارت ، الن پیج ، جبران خلیل جبران ، گاندی ، شبنم قلی خانی ، کافکا ، لیونل مسی ، آریوبرزن ، صادق زیبا کلام ، نیکول کیدمن ، جوکویچ ، لویی پاستور ، بودا ، محمود احمدی نژاد ، موسولینی ، امین حیایی ، ذکا الملک فروغی ، آندره تارکوفسکی ، ناتالی پورتمن ، آدلف هیتلر ، سالوادور دالی ، محمد رضا شجریان ، حسین رضا زاده ، میرون ، فرزاد حسنی ، استنلی کوبریک ، آیت الله مکارم شیرازی ، جنیفر لوپز ، لئوناردو داوینچی ، اسفندیار رحیم مشایی ، مولانا جلال الدین محمد رومی ، جرج واشنگتن ، آرنولد ، نادال ، حافظ ، مهناز افشار ، علامه طباطبایی ، بارک اوباما ، لوییز همیلتون ، اپرا ، لوئیس بنوییل ، امام موسی کاظم ، پیکاسو ، آتیلا ، هکتور ، سوفیا لورن ، مریم رجوی ،کالین مکالو ، علیرضا نوری زاده ، ابوریحان بیرونی ، هلن ، احمد شاملو ، مادر ترزا ، پرویز پرستویی ، هوشنگ گلشیری ، نیل آرمسترانگ ، کوروش هخامنشی ، گرت بیل ، لیلا فروهر ، اشو ، محمد مصدق ، ریچارد براتیگان ، میر حسین موسوی ، خواجه نظام الملک طوسی ، آرش برهانی ، پاپ بندنیکت شانزدهم ، گوستاو فلوبر ، آرش افشین ، فواد روحانی ، صادق هدایت ، رضا شاه پهلوی ، معصومه ابتکار ، لیلا اوتادی ، خوزه مورینیو ، شکیرا ، ناظم حکمت ، مائو ، سیاوش قمیشی ، ماکیاولی ، استیو مک من من ، برتولت برشت ، آلفرد نوبل ، ژان پل سارتر ، روح الموسوی الخمینی ، آنجلینا جولی ، حمید متبسم ، آندره شوچنکو ، محسن یگانه، داستایوفسکی ، کلئو پاترا ، نیچه ، مهران مدیری ، برادران رایت ، سعید حجاریان ، پگاه آهنگرانی ، احمد زید آبادی ، میزرا حسین سپه سالار ، آقا محمد خان قاجار ، سیمین دانشور ، آیت الله مصباح یزدی ، کانت ، مایکل جکسون ، برلوسکونی ، آنجلا مرکل ، رستم دستان ، ابومسلم خراسانی ، فرح دیبا ، فرناز قاضی زاده ، حسین علیزاده ، الکساندر گرهام بل ، مایستر اکهارت ، محمد رضا شفیعی کدکنی ، برد پیت ، روبسپیر ، ژان ژاک روسو ، مریم عذرا ، جواد یساری ، نگار جواهریان ، مدونا ، جکسون پولاک ، محمد قوچانی ، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، میرزا رضای کرمانی همگی روزانه بطور متوسط سه مرتبه به توالت میروند ( یا میرفتند ) تا محتویات روده شان را خالی کنند .
+
?? پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390???? 15:23 ???? همکنون...
|
ماه رمضونا دلم میخواد اون یه دیقه آخر مونده به اذون مغرب باشم ! حرص ملت مومن روزه دار رو در بیارم !
+
?? سه شنبه یازدهم مرداد 1390???? 18:3 ???? همکنون...
|
یک مشت خون
+
?? یکشنبه نهم مرداد 1390???? 14:23 ???? همکنون...
|
لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بگذارد .
+
?? شنبه هشتم مرداد 1390???? 12:14 ???? همکنون...
|
انسان . قانون . تاریخ . فیزیولوژی . انسان موجودی ست با ویژگی های تاریخ ، فیزیولوژیکی معین که به قانون نیاز دارد . قانون تکلیف انسان است ، این را کانت می گوید . و تکلیف عملی است که برای خودش ،فقط برای خودش انجام میشود . هر کاری برای چیزی جز ذات خودش انجام شود از اخلاق و از تکلیف و از قانون خارج است . انسان نمی تواند در آنارشی به سر ببرد . این را تاریخ می گوید . انسان قوانینی دارد که با آن به دنیا می آید . این را فیزیولوژی می گوید . انسان مجبور به قانون است . نمی توانید از قانون اطاعت نکنید . این یک تهدید است .
+
?? پنجشنبه ششم مرداد 1390???? 11:53 ???? همکنون...
|
پماد تترا سایکلین برای لب خیلی خوبه . ولی جبران کمبود ویتامین رو نمیکنه . برای شکستگی ناخن باید قرص روی بخوری . برای آلرژی پوستی حاد هیچی بهتر از قرص آپو پوکسین نیست ،فقط خواب آوره و روی بسته اش نوشته "پس از مصرف رانندگی نکنید " وقتی تپش قلب پیدا میکنی رایج ترین قرصی که وجود داره پروپرانولوله . برای یه سر درد ساده یه استامینوفن کدئین کافیه ولی اگه وضعت خراب شد آسپرین بخور . قرص فاراماتن یه معجون کامله ولی بیشتر برای سالمندان به درد میخوره . هیچوقت قرص کلسیم نخور ،وقتی میخوری توی دهنت مزه فلز میده . پماد ویتامین آ برای پوست پوست شدن پوست روی دست خوبه . شامپو ویتامین ای برای شوره سرت بزن . وقتی هم بد خواب شدی یه دیاسپام بزن مشکل حل میشه . کلداکس و کلد استاپ هیچ فرقی باهم ندارن فقط کارخونه هشون فرق میکنه ولی از من میشنوی کلداکس یه چیز دیگه ست . همیشه سرم شستشو استفاده کن ،گلوت رو ضدعفونی میکنه ،حتمنم لازم نیست از داروخونه بخری یه کم آب جوش سرد کن توش نمک حل کن میشه سرم شستشو . برای خارش بدنت پماد هیدروکسی زین خوبه . شربتشم هست ولی با آپوپوکسین نخور هیچوقت . قرص زیر زبونی داری تو خونه؟ + لیلی جان که برام کامنت میذاری و آدرس نمیذاری خیلی ممنون . اگه آدرستو بدی خوشحال میشم .
+
?? سه شنبه چهارم مرداد 1390???? 14:0 ???? همکنون...
|
+
?? یکشنبه دوم مرداد 1390???? 11:51 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه سی ام تیر 1390???? 11:15 ???? همکنون...
|
دسا بالا !
+
?? دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390???? 16:2 ???? همکنون...
|
تا حالا فکر کردی تو این دنیا چیزی به اسم چرتکه هم وجود داره؟
+
?? چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390???? 14:16 ???? همکنون...
|
این یک پست ناقص است
+
?? یکشنبه نوزدهم تیر 1390???? 17:6 ???? همکنون...
|
+
?? یکشنبه دوازدهم تیر 1390???? 21:55 ???? همکنون...
|
سلام به مدرسه همکنون... خوش آمدید . اینجا یک مدرسه غیر اعنتفاعی ست که به هیچ نهاد دولتی و رسمی ای وابسته نیست . مدرک این مدرسه در تمامی دنیا دارای اعتبار میباشد .
البته لازم نیست هیچ نگرانی ای داشته باشین شما میتونید هر وسیله ای که دوست دارید رو با خودتون بیارید مثلا یه بار یکی از شاگرد ها نی نی شیش ماهه خواهرش رو به جای پاک کن با خودش آورده بود که من بهش گفتم این که نی نی شیش ماهه خواهرته !~اونم بهم گفت خب خودم میدونم این نی نی شیش ماهه خواهرمه ولی امروز پاک کنم رو پیدا نمیکردم بجاش این رو آوردم . ۱ - بچه درس خوون نباشید ! ۲- تنبل باشین ! ۴- دعوا کنین ! ۵- بی ادب باشید ! ۶- به قوانین احترام نگذارید ! شرایط فارغ التحصیلی : نمکدون.
+
?? شنبه یازدهم تیر 1390???? 14:18 ???? همکنون...
|
امروز چهار تیرماه . توی تقویم که نگاه کنین پنجم تیرماه روز مبارزه با مواد مخدره ولی چهار تیر ماه هیچ مناسبتی نداره . من این روز رو به نام شامپو پاوه نام گذاری میکنم ! به پاس سالهای درازی که رو سر ایرانی ها کف کرد و موهای ایرانی ها رو شست ! حقش هست که یه روز توی تقویم برای خودش داشته باشه ! توی تقویمم مینویسم :روز ملی شامپو پاوه . شما هم توی تقویم هاتون بنویسین . زنده باد شامپو پاوه و موهای وزوزی ما !
+
?? شنبه چهارم تیر 1390???? 18:8 ???? همکنون...
|
س ، ساس ، ساسان ، ساسانیان ،
م .ب فکر کنم اسامی ذهنم رو خوب مرور نکرده بودم . فکر کنم فهمیدم کی هستی .
+
?? پنجشنبه دوم تیر 1390???? 20:3 ???? همکنون...
|
hamaknoon h hamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamیلaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon h hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon ha!just a nameoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon k hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon h a amnkoon hamaknooیبایفn hamaknoon hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon n hamnoon hamaknoon hamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon hamakn a oon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknoon hamnoon hamaknoon rgfgfhamaknoon hamaknoon hamnkoon hamaknoonhamaknoon hamnkoon hamaknoon hamaknogon hamnoon hamaknoon
+
?? دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390???? 17:51 ???? همکنون...
|
وب نوشت[۱]، تارنوشت، تارنگار، وبلاگ یا بلاگ، نوعی صفحات اینترنتی است با محتوای شخصی که مطالب آن بر مبنای زمانی که ثبت شده گروهبندی و به ترتیب از تازهترین رخداد به قدیم ارائه میگردد.[۲] نویسندهٔ وبنوشت، وبنویس[۳] یا تارنویس نامیده میشود و ممکن است بیش از یک نفر باشد، وبنویس به گزارش مداوم رویدادها، خاطرات، و یا عقاید یک شخص یا یک سازمان میپردازد. واحد مطالب در وبنوشت، پست است، در حالی که واحد مطالب در وبگاه صفحه میباشد.[۴] معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت ثبت میشود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وبنوشت لزوماً یکسان نیست و زمان نوشتهشدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وبنوشت بستگی دارد. مطالب نوشته شده در یک وبنوشت همانند محتویات یک وبگاه معمولی در دسترس کاربران قرار میگیرد. در بیشتر موارد وبنوشتها دارای روشی برای دسترسی به بایگانی یادداشتها هستند (مثلاً دسترسی به بایگانی بر حسب تاریخ یا موضوع). بعضی از وبنوشتها امکان جستجو برای یک واژه یا عبارت خاص را در میان مطالب به کاربر میدهند. واژهٔ وبلاگ اولینبار توسط یورن بارگر استفاده شد که یک همآمیزی از دو واژهٔ وب[۵] و لاگ[۶] است. واژهٔ لاگ، واژهایست از ریشه واژهٔ یونانی لوگاس[۷] که در قرون میانه در معنای دفتر گزارش سفر کشتیها به کار میرفتهاست. لاگ در زبان تخصصی رایانه به پروندههایی گفته میشود که گزارش وقایع رخداده در رایانه را ثبت میکنند. بلاگ نیز شکل کوتاهشده وبلاگ است
اینجا یک وبلاگ است . با یا بدون همه یا هیچکدام از ویژگی های تعریف شده در بالا .
+
?? چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390???? 10:49 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390???? 11:18 ???? همکنون...
|
ورود متن الزامیست.
+
?? چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390???? 19:2 ???? همکنون...
|
داشتن کلاه ایمنی گارانتی سلامتی شما نیست .
+
?? شنبه بیستم فروردین 1390???? 18:18 ???? همکنون...
|
این یک حمله تروریستی ست
+
?? پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389???? 17:29 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه پنجم اسفند 1389???? 13:31 ???? همکنون...
|
۴-۴-۲ ۴-۳-۳ ۴-۵-۱ ۴-۳-۲-۱ ۴-۳-۱-۲ ۳-۵-۲ ۳-۴-۱-۲ ۳-۴-۲-۱
+
?? شنبه سی ام بهمن 1389???? 23:32 ???? همکنون...
|
من جدا دارم آپ میکنم . این آپ یه فرقی با همه آپ های قبلی این وبلاگ داره من همیشه میدونستم که مثلا سه شنبه آپ میکنم . پیش اومده که نتونم اون روزی که میخوام آپ کنم و باز هم خیلی خیلی پیش اومده که ندونم میخوام چی بنویسم و در لحظه یه چیزی رو انتخاب بکنم ولی هیچوقت نشده بود که ندونم میخوام آپ بکنم ! حالا دارم آپ میکنم . در حالیکه بدون شک سخت ترین روز های عمرم رو زندگی میکنم . من میخوام خط عوض کنم . الان مثل یه قطارم که با سرعت ۱۳۰۰ کیلو متر در ساعت به نقطه تعویض خط نزدیک میشه و باز در عین حال که قطارم سوزن بانی هم هستم که باید به موقع کارش رو انجام بده تا زندگی من وارد یه مسیر کاملا جدید و البته به اعتقاد خودم درست بشه . سخته هم قطار باشی و هم سوزن بان .
من یک سوزن بان هستم .
+ بداهه بداهه بود و احتمالا با غلط تایپی وقت ویرایش ندارم .
+
?? سه شنبه بیست و یکم دی 1389???? 15:37 ???? همکنون...
|
وقتش نرسیده که آپ کنم؟
+
?? دوشنبه هشتم آذر 1389???? 22:35 ???? همکنون...
|
ما در ذهن خود تصوری از موجود کامل داریم . بزرگ ترین نقص "نبودن" است . پس موجود کامل نمیتواند نباشد . تمام .
+
?? سه شنبه چهارم آبان 1389???? 9:58 ???? همکنون...
|
عاشق خشک شوییم ! عاشق اینم که یه خروار لباس چرک رو دونه دونه جدا کنم به هر کدوم نگاه کنم. هر لباسی داستانی داره ... هر لکه ای خاطره ای داره ... لباس ها رد روز ها رو روی خودشون دارن و من عاشق اینم که لک های لباس های آدم هایی رو که نمیشناسمشون ببینم و به داستان لکه ها و لباس ها فکر کنم . از لکه قرمز ماتیک روی شونه پیراهن مردونه تا لکه روغن موتور روی شلوار یه مرد . ملافه ها ! اون ها بهتر هم هستن . ملافه سفید چروکی که بوی هم آغوشی میده ... یا حتی ملافه های کثیف بیمارستانی که بوی درد های لاعلاج میدن ... . من عاشق خشک شوییم ! عاشق اینکه همه داستان های همه لباس ها رو بخوونم و بعد همه رو از روی همه لباس ها پاک کنم . همه رو اتو کنم کاور کنم . نو کنم تا برای داستان های تازه آماده بشن . خشک شویی نو کردن کهنه هاست یه جوراییی به کهنه ها فرصت دوباره میده ... عاشق اینم که خشک شویی داشته باشه تا شاید گاهی خودم رو هم، لاندری کنم...
+
?? یکشنبه چهارم مهر 1389???? 16:9 ???? همکنون...
|
بی پرده ، رک ، رو راست و صریح : Frank دارایی ، ملک ، مال : Property آلوده کردن : Pollute ادعا کردن ،دعوی ، ادعا : Claim آشکار کردن ، فاش کردن ، بر ملا کردن : Reveal ممنوع کردن ، منع کردن ، اجازه ندادن : Prohibit واریز- تسویه - ختم : Settle
+
?? یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389???? 12:13 ???? همکنون...
|
شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید !
+
?? چهارشنبه دهم شهریور 1389???? 14:23 ???? همکنون...
|
خوابم میاد ..
+
?? دوشنبه هشتم شهریور 1389???? 14:3 ???? همکنون...
|
هر وقت سفر میرم . تابلو های جاده برام خیلی عزیز میشن . تابلو از خطرات میگن از قوانین از آینده از اینکه باید چیکار کنی تا در چه زمانی و با چه سرعتی و در کدوم جهت به کجا میرسی ! همه چیز معلومه و تو فقط باید گاز بدی ! ولی زندگی هیچ تابلویی نداره فقط در حال گاز دادنی بدون قانون بدون جهت بدون خبر از آینده !
+
?? شنبه ششم شهریور 1389???? 17:5 ???? همکنون...
|
با اینکه این از رونق افتاده ترین تابستان وبلاگ منه اما بذارین یه مطلب خیلی مهم رو با شما در میون بذارم . خب چطوری بگم ... بذارین از اینجا شروع کنم . ای داد بیداد دید چی شد ؟ میخواستم از اونجا شروع کنم همون جا که نوشتم "اینجا" (البته نه اینجا که نوشتم اینجا ! خدای من من که بازم نوشتم اینجا! منظورم اونجاست که برای اولین بار توی این متن نوشتم اینجا !) خب چی داشتم میگفتم ؟ از کجا شروع کرده بودم ؟ آهان از "اینجا" ولی نه از اینجا از اولین جایی که توی این متن نوشتم اینجا . ولی من میخواستم حرف رو از اونجا شروع کنم . میخواستم اولین کلمه ایکه مینویسم اونجا باشه ولی کلمه اینجا اومد بجای اولین کلمه ایکه من میخواستم بنویسم . حالا خیلی مهم نیست... من میتونم به جای اونجایی که الان اینجاست از اینجا شروع به نوشتن کنم . اه اه اه ! این چه وضعشه من هر وقت میخوام که ازط یه نقطه توی این صفحه سفید (!) حرفم رو شروع کنم این کلمه اینجا میاد بجاش . پس این دفعه اصلا دیگه نمیگم اینجا چون اینجا دشمن منه... اصلا لعنت به اینجا ! یه دیقه صبر کنین . خب الام یه دیقه صبر کردین ( و عجیبه که این دقیقه اصلا توی متن دیده نمیشه خب بخاطر اینکه شما الان اینجا نیستین ( منظورم اینجا بود که الان من نشستم نه اون جا توی خط دوم این نوشته که نوشته اینجا و نه اونجاهایی که توی خط سوم این نوشته نوشتم اینجا و نه اون اینجایی که توی سطر چهارم این متنه . و نه اینجای اول و اینجای دوم و اینجای سومی که توی سطر پنج هست . و نه اینجایی که در سطر ششم وجود داره . و اینجای خط هفتم و نه دو تا اینجای خط هشتم . ونه یه دونه اینجای سطر نهم . و باز هم دو تا اینجای خط دهم و نه اینجا های خط یازدهم . نه دو تا اینجای خط دوازدهم و نه اینجا های خط های سیزدهم و چهاردهم و نه اینجای خط پانزدهم و نه اینجا هایی ایکه احتمالا در خط های بعدی این نویشته خواهند آمد !( این ها رو برای این مینویسم که یک متن دقیق و معنا دار را برای شما ایجاد کنم ) بله این یک دقیقه اصلا در متن نمیاد ( ولی فکر کنم که شما باید یه دقیقه دیگه هم صبر بکنین میتویند برگردیدید و از اول متنن رو بخوونید ( ولی فکر نکنم که لزومی داشته باشه چون من این متن رو خیلی دقیق و شفاف نوشتم ( هر چند هنوز موفق نشدم حرفم رو درش بزنم اما دلیل نمیشه که شما متوجه همین حرف هایی که الان در این متن نوشتم نشده باشین . خب یه لحظه صبر کنین ببینم که باید چیکار کنم . خب من یه پرانتز در سطر هفتم باز کردم که هنوز بازه اما یه پرانتز هم در سطر هشتم باز کردم که اون هم هنوز بازه و یک پرانتز دیگه در چهاردم و یکی دیگه هم در سطر پانزدهم و یکی دیگر هم در سطر شانزدهم و یه پرانتز دیگه هم در سطر هفدهم باز کردم که همشون هنوز بازن یعنی من شش تا پرانتز باز دارم ! خب فکر کنم باید یکی یکی ببندمشون چون اگر قرار باشه که همشون رو با هم ببندم زشت میشه و این اصلا خوب نیست توی متن به چشم میاد متن باید حرف راست و رک بزنه نه اینکه از این شکل ها ایجاد بکنه ( منظورم از این شکلاست ولی کلمه این روی شکلی که من میخوام بذارم میافته و نممیذاره پس بهتره بگم از این شکل هایی که بعد از آخرین کلمه می آید این متن می آید ( ولی خب شاید من تا آخر این متن ده بار بنویسم می آید پس آن می آید نمیتوان آخرین می آید متن من باشد .( خب برای برون رفت از این مشکل کوچک من آنره به هوش خود شما واگذار میکنم که کشف کنید آن شکلی که من دوست ندارم در متنم بیاید بعد ار کدام می آید می آید . خب کجا بودیم؟ (عجب سوال مسخره ای خب معلوم است که ما جایی نبودیم من اینجا پشت کیبورد بودم و شما ... و شما ... راستی شسما کجایید؟ من نوشتم که اینجا هستم و شما به سبب متن روشن من خواهید فهمید که من کجا هستم اما من نمیدانم که شما کجا هستید .ای وای ! میدانید چی شد ! این شد که من الان اینجا هستم و چون اینجا هستم میدانم که شما اینجا نیستید پس شما یک جای دیگر هستید پس ما هیچوقت نمیتوانیم یک جایی باشیم پس فکر میکنم که باید آن کلمات را در پنج سطر بالاتر نادیده بگیرید که من نوشته بودم که کجا بودیم چون ما که جایی نبودیم ! ما هرگز با هم جایی نبودیم و چون من هنومز اینجا هستم و شما هنوز نمیدانم کجایید هیچوقت با هم یک جا نخواهیم بود ( و این نویسنده این متن اعتراف میکند که هیچوقت با خواننده اش در جایی نبوده است ( البته توجه دارید که من الان دارم اعتراف میکنم اما شما الان این متن را نمیخوانید ! ( وای خدای من این را هم فراموش کرده بودم که ما نه تنها با هم بک جا نیستیم بلکه در یک زمان هم نیستیم ! خب زیادی حرف زدم باید چه کار کنیم ؟ ( ببخشید چکار کنم ( شاید هم چه کار کنیم ؟ خب فکر کنم که با مجموعه ای از پرانتز های باز شده که هرگز بسته نشده اند مواجه ایم اما نمیخواهیم که آنها ها پشت سر هم ببنیدیم چون مثل شکل بعد از یکی از می آید ها این متن میشود ) خب من با موفقیبت یکی از پرانتز ها را بستم ) و این هم دومی حالا دو تا پرانتز آخری را که باز کرده بودم بستم ( دقت کردید که همیشه آخرین پرانتز باز شده اولین پرانتز بسته شونده است ) یعنی الان آخرین پرانتز بسته شد ! ) و این هم یکی دیگه ) این بعدتی ) و سومی ) باز هم هست ) چه مزه این میده این پرانتز بستن حیف که شما نمیتوانید پرانتز ببنیدید ))) من دیگه میخوام فقط پرانتز ببندم فکر کنم حرفی که میخواستم آنجا که اینجا نوشته شد بزنم در پست بعدی می آید ))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
+
?? یکشنبه دهم مرداد 1389???? 18:48 ???? همکنون...
|
+
?? پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389???? 11:9 ???? همکنون...
|
مارتین هایدگر سعی میکند انسان را بر اساس حیوان بودنش تعریف نکند. یعنی نگوید انسان حیوانیست ناطق یا عاقل یا هر چیز دیگر. بلکه حیوانیت انسان را بر اساس انسانیت او تعریف کند . و این اساس کار اوست . هایدگر میگوید حیوانات با اشیا دنیا سر و کار دارند اما هیچگاه به "هستی" آنها دست نمی یابند در حالیکه انسان گشایشیست به هستی و در داخل همین گشایش است که امکان وجود می یابد ( حیوانیت پیدا میکند ) هایدگر میگوید اگر پیرمردی همراه با سگش بمیرد مرگ سگ اتفاقی است که "در جهان " رخ داده است اما مرگ پیرمرد "نابودی یک جهان " است . و این اساس فلسفه هایدگر در "هستی و زمان " است . حالا این فلسفه عمیق و البته تغیر موضع دهنده هایدگر که اساس انسان شناسی و البته زیبایی شناسی سنتی رو زیر و رو کرد چه ربطی به وبلاگ همکنون و ۱۹ تیر داره !
+
?? شنبه نوزدهم تیر 1389???? 10:58 ???? همکنون...
|
کی گفته که من باید همیشه یه پست خوب و نو و توپ بنویسم ؟
+
?? پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389???? 17:29 ???? همکنون...
|
بالا و پایین میشم ، تلو تلو میخورم ، کله پا هم میشم ، زمین هم میخورم اما تسلیم نمیشم ! من به همشون میخندم!!
+
?? پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389???? 19:25 ???? همکنون...
|
فتو کپی نداریم لطفا سوال نکنید .
+
?? شنبه بیست و هشتم فروردین 1389???? 9:50 ???? همکنون...
|
چه سیگنال هایی که به ذهن من نمیفرسته این کلمه!
+
?? شنبه بیست و یکم فروردین 1389???? 18:13 ???? همکنون...
|
|