بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آرشيو |
نميدونم اتفاقي بود ويا دستي در كار بود - خدا رو چه ديد ؟ - اما دقيقا قبل از اينكه بيام كافي نت و بخوام آپ كنم داشتم به رمان هاي داستايوفسكي فكر ميكردم. با خودم ميگفتم كه نه ! توي اين هواي گرم آفتابي خيلي خريته كه آدم بخواد رمان هاي داشتا يوفسگكي رو بخوونه (اگر غلط هاي تايپيم زياد شده به خاطر اينه كه الان يه پسره پشت سيستم روبروي من توي كافي نت نشسته و بر و بر داره من رو نگاه ميكنه هر قدر نگاهش ميكنم از رو نميره . ازش ترسم مياد ) بايد حتما زمستون باشه يه برف سنگين هم باريده باشه و يه نموره سرما هم خورده باشي تا بهت فاز بده خووندن رمان هاي روسي داستا يوفسكي ( حالا اگر شما ساكن مناطقث گرمن سيري هستيد ميتونيد يه تور زمستانه بريد شمشكي ديزيني يا لا اقل اردبيلي جايي . بالاخره داستايوفسكي خووندن خرج داره !) خلاصه تو اين فكرات بودم كه اومدم و نظر "؟" روخووندم . (به خدا امروز روز من نيست اين لينك بلاگفا باز نميشه تا لينك "؟" رو بذارم خودتون ميتونيد از پيوند ها پيداش كنيد.) يه بازي گفته اگر خدا بودي چي كار ميكردي؟ منم كه توي مود داستايوفسكي بودم ياد ديالوگ ايوان كارامازوف با آلكسي افتدام اونجا كه ازش پرسيد اگر تو خدا بودي آيا ميپذيرفتي كه بنيان جهان را بر اشك هاي يك كودك بگذاري؟ .و من ميخواهم بگويم اگر خدا بودم اصلا خلق نميكردم حالا بذار تمام فلاسفه مسلمان برايم برهان فيض اقامه كنند از خدايي استعفا ميدادم و جهاني كه در آن از رنج و درد يك كودك گريزي نيست را خلق نميكردم .
+
?? شنبه پانزدهم خرداد 1389???? 17:58 ???? همکنون...
|
|