مارتین هایدگر سعی میکند انسان را بر اساس حیوان بودنش تعریف نکند. یعنی نگوید انسان حیوانیست ناطق یا عاقل یا هر چیز دیگر. بلکه حیوانیت انسان را بر اساس انسانیت او تعریف کند . و این اساس کار اوست . هایدگر میگوید حیوانات با اشیا دنیا سر و کار دارند اما هیچگاه به "هستی" آنها دست نمی یابند در حالیکه انسان گشایشیست به هستی و در داخل همین گشایش است که امکان وجود می یابد ( حیوانیت پیدا میکند ) هایدگر میگوید اگر پیرمردی همراه با سگش بمیرد مرگ سگ اتفاقی است که "در جهان " رخ داده است اما مرگ پیرمرد "نابودی یک جهان " است . و این اساس فلسفه هایدگر در "هستی و زمان " است .
حالا این فلسفه عمیق و البته تغیر موضع دهنده هایدگر که اساس انسان شناسی و البته زیبایی شناسی سنتی رو زیر و رو کرد چه ربطی به وبلاگ همکنون و ۱۹ تیر داره !
+
?? شنبه نوزدهم تیر 1389???? 10:58 ???? همکنون...
|