آرام تر !
چرا شتاب دارید؟
مگر به کجا میروید؟
چه منتظر توست؟
آرام بدون عجله !
اما از شتابش نکاست او رفت به سوی آنچه که تاریخ هنوز در فکرست تا شاید دریابد چه بود!
و ما را تنها گذاشت اما باور نمیکنم تنهایمان بگذارد تا تاریخ زنده است او تنهایمان نمیگذارد !
من هنوز خون گرمش را در رگهایم حس میکنم چون یک شعله در درون همه آزادیخواهان در پروازست !
این شعله خموش نخواهد شد!
این علم به زمین نخواهد افتاد!
حسین خون خداست!خونی که در رگ های انسانیت میتپد!
و کسی چه میداند شاید در رگ های ما!؟
همکنون...
+
?? پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386???? 17:29 ???? همکنون...
|